- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، در شب پایانی مسابقات کشتی آزاد قهرمانی کشور در گرگان، خبر بدی از بروجرد مخابره شد. محسن قاسمی قهرمان پیشین کشتی فرنگی آسیا، بعد از دو سال تحمل رنج بیماری و زندگی نباتی، در خانه درگذشت.
محسن، موطلایی کشتی فرنگی، در ۳۱ سالگی درحالیکه حتی هنوز سن کشتی گرفتنش هم تمام نشده بود، جوانمرگ شد. او دو سال قبل به خواست خودش و برای بازگشت دوباره به جامعه، به کمپ ترک اعتیاد رفت. آنجا به طرز عجیب و غریبی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفت و باتوجه به اینکه ضربات به سرش وارد شده و برای زمانی طولانی اکسیژن به مغزش نرسیده و خیلی هم دیر به مرکز درمانی منتقل شده بود، باوجود هزینه سنگینی که خانوادهاش برای بستری محسن در بیمارستان خصوصی تهران برای مدت چند ماه داشتند، بهبودی در وضعیتش ایجاد نشد تا به خانه برگردد.
خانواده که پسر تهتغاری را از جان بیشتر دوست داشتند، پروانهوار دور قهرمان پیشین کشتی فرنگی ایران میچرخیدند و برخلاف نظر پزشکان، حتی امید به بهبود جوانشان داشتند. مرگ محسن قاسمی آنقدر دلخراش بود که سرمربی پیشین تیم ملی وزنهبرداری هم در پیج شخصیاش نسبت به آن واکنش نشان داده و فیلمهایی از قهرمان کشتی و جوانمرگ شدنش منتشر کرد.
به همین بهانه پای صحبت کوروش باقری نشستیم. مردی که با عملکرد فوقالعاده در المپیک ۲۰۱۲ لندن، عنوان پرافتخارترین مربی ورزش ایران در یک دوره المپیک را یدک میکشد.
گزیدهای از حرفهای قهرمان و مربی پیشین تیم ملی وزنهبرداری ایران را در زیر میخوانید:
*محسن را دورادور میشناختم. قصهاش عجیب بود و وقتی شنیدم گرفتار چه داستانی شده، خیلی متاسف شدم. مرگ امثال محسن قاسمی، بابک قربانی و... دل آدم را به درد میآورد. این بچهها در مقاطعی قهرمان مملکت بودند و دل مردم را شاد کردند، پرچم کشور را بالا بردند، حقشان طبیعتا بیشتر از این بود. البته مشخصا خودشان بیشتر از همه در اتفاقی که افتاد نقش داشتند و نمیشود کل تقصیر را گردن دیگران انداخت اما نهادهای ذیربط میتوانستند در اینکه امثال بابک و محسن بیشتر در جامعه حضور داشته باشند و کارشان به آنجا نکشد، نقش داشته باشند.
*من یکی که خیلی از مرگ آنها ناراحت شدم، سن و سالی نداشتند، کلی هزینه برایشان شده بود، خیلی جاها دل مردم را شاد کردند. من طرف صحبتم شخص خاصی نیست و در وهله اول تاکید میکنم از این اتفاقات ناراحتم. میدانم چقدر زحمت و تلاش شده و خون دل خورده شده که آنها تبدیل به قهرمان و ملیپوش شوند اما درنهایت زندگیشان به این شکل تمام شده و جسمشان و تمام آن آرزوهایشان زیر خاک رفته است.
*بابک قربانی کرمانشاهی بود، من او را بیشتر میشناختم. ضمن اینکه دوره قهرمانی او در کشتی فرنگی او با سرمربیگری من در تیم ملی هم همزمان بود. بابک جزو قهرمانانی بود که حقیقتا نه تنها به حقش نرسید بلکه در زندگی شخصی هم آن مشکلات برایش به وجود آمد. البته اینطور اتفاقات را در آن منطقه از کرمانشاه و لرستان زیاد میبینیم. استعدادهای زیادی داریم، واقعا حیف است کسی مثل این عزیزان را به این شکل از دست بدهیم.
* بابک جدا از استعدادش در کشتی، بچه خیلی مودب و بااخلاقی هم بود. چیزی که من از او میدیدم احترام به بزرگتر و پیشکسوت بود، خیلی اخلاق مدار بود. آدم از اینکه آن سرنوشت را پیدا کرد، دلش به درد میآید.
* در مورد این سوال که پرسیدید چرا خیلی از قهرمانان ورزش کرمانشاه فرجام خوبی نداشتهاند، بخشی از چرایی آن به فرهنگ و چیزی برمیگردد که در آن منطقه نهادینه شده است. من فکر میکنم باید سازو کاری باشد که بیشتر، این قهرمانان زیر پر و بال گرفته شوند. صرفا بحث قهرمانی هم نباشد. باتوجه به بافت آن منطقه و کلا شرایط عمومی جامعه، بیکاری و خیلی از چالشها و موضوعات دیگر در آنجا مطرح است که باید بیشتر مراقب قهرمانان بود تا بتوانیم بهتر از آنها بهره ببریم. این اتفاقات که برای یک قهرمان رخ میدهد، ضررش صرفا به آن شخص و خانوادهاش برنمیگردد و بلکه یک جامعه ضرر میکند. جامعه بزرگ ورزش لطمه میخورد، چراکه بخش بزرگی از جوانان اینها را به عنوان الگو نگاه میکنند و شاید این سرنوشت آنها را دچار ناامیدی و سرخوردگی کند. نهایتا امیدوار هستم که در این بُعد توجه بیشتری به قهرمانان شود و شاهد تکرار این اتفاقات تلخ برای هیچ جوانی نباشیم.