- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
سازمان لیگ بسکتبال، مسأله این است. اصلاً بسکتبال سازمان لیگ میخواهد؟ لابد جواب مثبت است. بنابراین سازمان لیگ چیست و چه ویژگیها و شاخصهایی باید داشته باشد؟ آیا سه سال و سه بار تغییر در ریاست سازمان لیگ بسکتبال، تعریفی که از سازمان لیگ داریم را به ذهن متبادر میکند؟
سازمان لیگهای ورزش حرفهای دنیا، تعریف مشخصی دارند. براساس تعریف و نوع کارکرد، نیازهای خود و ذینفعان (باشگاهها) را تأمین میکنند. به عبارتی یک نظام مکملگرا که چرخهی تیمداری و سرمایهگذاری، درآمدزایی و حفظ منافع همگانی در آن دیده شده است.
سازمان لیگ بسکتبال، تیمها را مجبور میکند تا در وهله نخست، نیازهای این سازمان را برطرف کنند! سازمانی بدون هدف و بیبرنامه. بدون اسپانسرینگ تا هزینههای تیمداری باشگاهها را کاهش دهد یا تسهیلکننده باشد اما به جای آن، مدام هزینهتراشی میکند.
از پولپاشی تیمها در پلتفرمها گرفته تا پخش تلویزیونی، همهاش از باشگاهها پول میگیرند!
چندی پیش سازمان لیگ، تبلیغات پیرامونی و اسپانسرینگ لیگ برتر را به مزایده گذاشت. مهلت نامنویسی داوطلبین نیز چندین بار تمدید شد اما در فاصلهی یک مسابقه تا پایان نیمفصل، هنوز مشخص نشد برندهی این مزایده کیست! اگر هست وظایف و اختیاراتش چیست و نسبت هزینهکرد باشگاهها با اسپانسرینگ لیگ برتر بسکتبال کدام است؟
سازمان لیگ در معنا و هدف، درمانده است. حتی در وظایف معمولی و کارهایی که جزو سادهترین کارهای یک سازمان باید بشمار برود، سهلانگاری، بیانضباطی و بیمسئولیتی موج میزند.
نظیر آمار بازی تیمها که نتایج اشتباه اعلام میشود! یا؛ جدول ردهبندی که بارها به غلط نوشته و اصلاح شده است! و موارد دیگر از این دست که به نظر ساده میآید اما از فقدان نیروی متخصص و مدیریت ناکارآمد در رأس این سازمان خبر میدهد.
سازمان لیگ در سه فصل ۳ رئیس عوض کرده است! یکی از طولانیترین و فرسایشیترین لیگها بخاطر بیبرنامگی در سازمان لیگ، رقابتهای فصل پیش بود که تداخل آن با لیگ قهرمانان آسیا همگان را ذله کرد!
اگر این بیانگر بیسروسامانی و بیبرنامگی در هر فصل با گزینش رفقا! در پستهای کلیدی نیست پس چیست؟ به صرف راضی نگهداشتن افراد در دایرهای انحصاری تا جایی که آقای دفتردار رئیس فدراسیون بسکتبال، یک شبه از دفترداری به موقعیت حساس ریاست در سازمان لیگ میرسد!
از دیگر نشانههای ضعف کارکردی و بیمدیریتی در سازمانی که فقط اسم سازمان را یدک میکشد اما مملو از پراکندهکاری، بیبرنامگی و ناهماهنگیست، ورود ذوب آهن در هفته سوم بعد از شروع لیگ برتر! به مسابقات بود. همچنین التماس تیمها برای ورود به لیگ برتر از دیگر نکات عجیب لیگ امسال بود! موضوعی که منتقدان را بر آن داشت تا از عبارت «لیگ التماسی» استفاده کنند چون که بعد از انحلال بیسابقه چهار تیم، ۴ تیم دیگر با انتخاب فدراسیون و از لیگ یک به لیگ برتر آورده شدند!…
برخلاف نام سازمان لیگ که باید مستقل عمل کند، این سازمان تحت تسلط فدراسیون است. تعریف خارج از سازمان دارد و توسط کمیتههای فدراسیون اداره میشود! با التماس ورود تیمها به لیگ برتر، زحمات تیمهای صعودکننده از لیگ یک، گلنور اصفهان و آینده سازان تهران را لوث کردند. همچنین این بدعتگذاری غلط ایجاد شد تیمها ۲۴ ساعت قبل از رقابتها وارد لیگ برتر میشوند! زحمات تیمهایی که هفتهها قبل از شروع لیگ برنامهریزی و هدفگذاری میکنند، با تیمی که هفته سوم بعد از شروع لیگ وارد مسابقات میشود، فرقی برای فدراسیون نمیکند! زیرا آنها فقط در پی شوآف افزایش تیم و عددسازی هستند.
شناخت نیازهای سازمان لیگ بسکتبال مثل سایر اموری که تحت کار سازمانی صورت میگیرد، باید بر اساس پژوهشهای افراد مسلط و علاقهمند به پژوهش، و بر حسب بایدها و نبایدها و فرصتها و تهدیدها و تأمین منافع ذینفعان انجام شود. مادامی که فدراسیون بسکتبال یا سازمان لیگ، نیازها و ضرورتهای جامعهاش را شناسایی نکرده و روی نقاط ضعف و قوت متمرکز نباشند یا معدود به بخش خاصی باشند، نیازها و تدوین استراتژی در رویارویی با ذینفعان به چالشهای امروزی تبدیل میشوند که پایانناپذیر بوده و تکرار خواهند شد.