- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، محمدرضا طالقانی هرچند به عنوان کشتیگیر نتوانست افتخار چندانی از آن خود کند اما در جایگاه مدیریتی اتفاقات بزرگی را در کشتی ایران رقم زد. او که با مدیریت هیات کشتی تهران، کار مدیریتیاش در کشتی را شروع کرد و در ادامه نایبرئیس فدراسیون مهندس ترکان شد و تیمهای ملی در همه ردههای سنی در آن وقت قهرمان جهان شدند. مسابقات جهانی ۱۹۹۸ تهران با اقتدار با قهرمانی کشتی آزاد ایران تمام شد. طالقانی بعدا به ریاست فدراسیون کشتی رسید، هرچند خیلیها همچنان معتقدند که دوره نایب رئیسی او در فدراسیون کشتی درخشانتر از دوره ریاستش بود.
زندگی طالقانی سرشار از حرفهای گفته و ناگفته است. هرچند خیلی از زوایای زندگی او بارها و بارها در رسانهها مطرح شده اما همچنان زندگیاش زوایایی دارد که کمتر در موردش صحبت شده است. خیلیها در سالهای مدیریت طالقانی در کشتی او را همچنان بازاری میدانستند اما یک نکته جالب در موردش اینکه او سالها قبل از بازار اخراج شده بود! پدر محمدرضا طالقانی بازاری بود اما در نوجوانی او، ورشکسته شد تا در ایامی که یکی از پسرانش میتوانست در حجره او کار کند، دیگر خبری از حجره نباشد.
طالقانی در این باره به میدان میگوید: «پدرم بازاری بود اما ورشکست شد. ۵۰ سال پیش رفت مکه و وقتی برگشت، رئیسش همه پولها و فرشها را بالا کشید. البته بعدا هم دستگیر شد اما پدر من دیگر ورشکست شده بود. بعدا من اگر در بازار کار کردم، در مغازه دیگران شاگردی میکردم. تا وقتی که در کشتی حرفی برای گفتن پیدا کنم، در بازار شاگردی میکردم، هفتهای یک بار فرش هم میفروختم، اما زمانی که کشتیگیر خوبی شدم اوستایم صدایم کرد و گفت هر وقت ما به تو احتیاج داریم، تمرین هستی، تو به درد کار ما نمیخوری و به این ترتیب از بازار اخراج شدم.»
در سالهای بعد، طالقانی به عضویت راهآهن درآمد. او کارمند راهآهن شد: «وقتی از سربازی آمدم، به جامجهانی آمریکا رفتیم. آن وقتها چند نفر از قهرمانان سابق کشتی جهان از جمله مرحوم تختی و ... که کارمند راهآهن بودند، فوت کرده بودند و به جای آنها ۴ قهرمان ورزشی دیگر کارمند راهآهن شدند: من، محمد نصیری در وزنهبرداری، علیرضا سلیمانی و رضا سوختهسرایی هم در کشتی، ما به جای آن ۴ نفر قبلی به استخدام راهآهن درآمدیم.»
زندگی محمدرضا طالقانی در همه این سالها فراز و نشیب کم نداشته و به همین خاطر است که او هنوز حرفهای ناگفته کم ندارد.