کد خبر : ۲۸۹۸۹
۱۴:۳۵

۱۴۰۵/۰۸/۱۰

صدایی که هیچوقت به جایی نرسید؛ داستان نادیده گرفته شدن پرافتخارترین ورزشکار سه‎‌گانه ایران

گفتگویی که قرار بود درباره شرایط فعلی ورزش‌های سه‌گانه و دوگانه باشد به مسیر دیگری کشیده شد؛ نصرآزادانی درباره تلاش‌های دیده نشده خود گفت.
دواتلون

به گزارش میدان، قرار بود گفت‌وگویی کوتاه درباره مسابقات پیش رو و برنامه‌های تیم ملی سه‌گانه باشد؛ چند سؤال معمول درباره اردوها، اعزام‌ها و تقویم مسابقات. پیام برای حدیث نصرآزادانی، ملی‌پوش سه‌گانه ایران، ارسال شد؛ اما پاسخ او، مسیر مصاحبه را کاملاً تغییر داد.

«متأسفانه یا خوشبختانه مهاجرت کردم… فکر می‌کنم دیگر جایی در تیم ملی نداشته باشم.»

همین چند جمله کافی بود تا مشخص شود پشت این پاسخ کوتاه، روایت بلندتری پنهان شده است. سؤالات مصاحبه بدون پاسخ ماند؛ نصرآزادانی نه از مسابقات آینده گفت و نه از اردوهای آماده‌سازی؛ بلکه تصمیم گرفت از سال‌هایی حرف بزند که به گفته خودش «بدون هیچ چشم‌داشتی و فقط از روی علاقه» در این رشته فعالیت کرده است.

او روایتش را از سال ۱۳۹۶ آغاز کرد؛ زمانی که با رشته سه‌گانه آشنا شد و در ادامه، پس از انتخاب برای بازی‌های جهانی بیرمنگام، فوتبال را کنار گذاشت تا تمام تمرکزش را روی این رشته بگذارد. تصمیمی که تصور می‌کرد آغاز مسیر حرفه‌ای‌اش خواهد بود.

«زمانی که اسم این ورزش را شنیدم جرقه‌ای در ذهنم خورد. من تجربه نداشتم ولی قبل‌تر شناگر بودم و تصمیم گرفتم که در کنار فوتبال، این رشته را هم کار کنم. سال ۲۰۲۲ ما برای بازی‌های جهانی بیرمنگام انتخاب شدیم. در آن زمان افتخار بزرگی بود و باعث شد از فوتبال و اهدافی که در آن داشتم دست بکشم.»

در ادامه، از مربی خارجی‌ گفت که بدون دریافت هیچ دستمزدی هدایت تمریناتش را پذیرفت؛ از ماه‌ها تمرین برای مسابقاتی که در نهایت به دلایل مختلف، از مشکلات مالی و ویزا گرفته تا مسائل اجرایی، هیچ‌وقت به اعزام ختم نمی‌شدند.

«در ورزشم به جایی رسیدم که فهمیدم به یک مربی حرفه‌ای نیاز دارم. سال ۲۰۲۱ مدرک مربیگری سطح یک از فدراسیون جهانی گرفتم و همه می‌گفتند خودت مربی هستی و می‌توانی برای خودت تمرین بنویسی، اما واقعیت این است که هیچ ورزشکاری نمی‌تواند مربی خودش باشد. برای همین از اسکات مورای ( مدرس فدراسیون جهانی و مربی سابق تیم انگلیس) کمک گرفتم و در نهایت او بدون هیچ چشم‌داشتی قبول کرد مربی من باشد.»

با وجود تمام تمرینات سخت و تلاش های بسیار، نصرآزادانی می‌گوید: «رکورد مسابقه‌هایی که می‌توانستیم شرکت کنیم و شرکت نکردیم، از آن‌هایی که شرکت کردیم خیلی بیشتر بوده است.»

روایت او فقط درباره اعزام‌های لغوشده نیست؛ حدیث از نداشتن یک لاین ثابت استخر، تمرین در جاده‌ها بدون اسکورت، دویدن در روزهای آلوده، نبود پیست استاندارد و اعزام به مسابقات آسیایی و جهانی بدون هیچ برنامه آماده‌سازی هم گفت.

«سال‌ها درخواست یک لاین استخر داشتم اما هر بار نامه‌ام بین همه نامه‌ها گم شد و هیچ‌وقت به این درخواست نرسیدم. تمریناتمان را در آلودگی هوا، تعطیلات و حتی روزهای جنگ ادامه دادیم.

نصرآزادانی تأکید کرد که هیچ‌وقت این مسائل را بهانه عملکردش نکرده؛ بلکه تنها انتظار داشته حداقل موفقیت‌های ورزشکاران این رشته دیده شود تا شاید راهی برای جذب اسپانسر باز شود.

«هر سال حدود سه تا چهار ماه برای یک مسابقه هدف‌گذاری می‌کردیم، با انگیزه تمرین می‌کردیم و در نهایت به دلایلی مثل نگرفتن ویزا، مشکلات مالی، مسائل پوششی و… اعزام نمی‌شدیم. وعده‌های زیادی شنیدیم. خیلی‌ها انگیزه می‌دادند، هرچند شاید در عمل اتفاقی نمی‌افتاد، اما من همیشه با این فکر تمرین کردم که اگر فقط یک فرصت هم به وجود بیاید، باید آماده‌ترین ورزشکار باشم؛ چون در غیر این صورت، خواسته‌های ما به خاطر عملکردمان زیر سؤال می‌رفت.»

او در بخش دیگری از صحبت‌هایش به موفقیت‌هایی اشاره کرد که حتی بازتاب رسانه‌ای هم پیدا نکرد؛ از قرار گرفتن در رده پنجم رنکینگ جهانی، عضویت در کمیسیون فدراسیون جهانی، دریافت مدرک مربیگری سطح دو جهانی در ۲۲ سالگی به‌عنوان جوان‌ترین دارنده این مدرک و تنها بانوی ایرانی دارای این گواهینامه.

«با کمترین تعداد مسابقاتی که شرکت کردیم، توانستم امتیازات خوبی به دست بیاورم و به رده پنجم رنکینگ جهانی برسم؛ خبری که فقط خودم آن را در صفحه شخصی‌ام منتشر کردم و فکر می‌کنم هیچ‌کس حتی متوجه این موفقیت نشد.»

یکی از تلخ‌ترین بخش روایت او اما به مسابقات قهرمانی آسیا در بحرین برمی‌گردد؛ جایی که ویزای خودش و هم‌تیمی‌هایش در آخرین لحظات صادر شد و پس از رسیدن به محل مسابقات متوجه شدند حتی هزینه غذا نیز برایشان پیش‌بینی نشده است؛ مسابقه‌ای که با وجود همه این شرایط، برای او با کسب عنوان چهارمی آسیا به پایان رسید.

«ما بدون هیچ اردوی آماده‌سازی اعزام شدیم و در دقیقه ۹۰ ویزا گرفتیم و به مسابقه رفتیم. وقتی رسیدیم، متوجه شدیم هزینه غذا بر عهده خود فدراسیون است و به همین دلیل بدون خوردن شام و صبحانه مسابقه دادیم و حتی بعد از مسابقه هم، چون نتیجه دلخواه مسئولان را نگرفته بودیم، ناهار را هم خودمان تهیه کردیم. با وجود همه این شرایط چهارم آسیا شدم و سهمیه مستقیم بازی‌های چنگدو را گرفتم. فکر می‌کردم بهترین نتیجه ممکن را گرفته‌ام، ولی خوب انگار خیلی نتیجه دلخواه نبود.»

او همچنین از پرداخت نشدن مطالبات اردوها، نبود حقوق ثابت برای ملی‌پوشان، بی‌پاسخ ماندن درخواست‌ها و حتی تجلیل نشدن از قهرمانان این رشته گلایه می‌کند.

نصرآزادانی در پایان، درباره تصمیم به مهاجرت نیز گفت این تصمیم نه برای فاصله گرفتن از تیم ملی، بلکه برای نزدیک شدن به استانداردهای حرفه‌ای ورزش سه‌گانه بوده است.

«من برای فراهم کردن شرایط بهتر تمرین، استفاده از امکانات به‌روز و رقابت با بهترین‌های این رشته مهاجرت کردم تا بتوانم رکوردهایم را ارتقا بدهم، در مسابقات پیش رو شانس بیشتری برای کسب مدال داشته باشم و توقعاتی را که از من وجود داشت برآورده کنم. اما به محض رسیدن، بدون هیچ اطلاع، توضیح یا حتی تماسی متوجه شدم که از تیم ملی کنار گذاشته شده‌ام. روزهای بسیار سخت و باورنکردنی را پشت سر گذاشتم و بارها از خودم پرسیدم مگر چند نفر مثل من وجود داشتند که سال‌ها با این همه سختی ادامه دادند تا به این سطح برسند که به این راحتی روی اسمشان خط کشیده شود؟ بعد از همه این سال‌ها، این برخورد برایم تلخ‌ترین اتفاق دوران ورزشی‌ام بود و حالا این را پایان مسیرم با تیم ملی ایران می‌دانم.»

شاید قرار بود این تماس، تنها یک مصاحبه چند دقیقه‌ای درباره مسابقات پیش رو باشد؛ اما در نهایت به روایتی تبدیل شد از سال‌هایی که یک ورزشکار، به گفته خودش، بیشتر از آنکه برای رسیدن به مدال بجنگد، برای داشتن حداقل امکانات، فرصت حضور در مسابقات و حتی فرصت حضور در مسابقات و دیده شدن موفقیت هایش جنگیده است.


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha