- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، هاج و واج ماندهایم که یک انسان بالغ، چطور میتواند حرفهایش را اینقدر زود فراموش کند و خط بطلان روی آنها بکشد؟ مگر میشود به همین راحتی، ادعاهای قبلی را تنها بعد از یکی دو هفته از یاد ببریم و دوباره برگردیم به تنظیمات کارخانه؟ اینکه مدام دروغ بلغور کنیم و به خورد مخاطب دهیم که اسمش را نمیتوان گذاشت همدردی با مردم!
اینکه شما حتی یکی دو هفته هم نتوانی به حرفهایی که میزنی، پایبند باشی، نشانههای خطرناکی است. هر چقدر که ارسالهای رضاییان از سمت راست روی دروازه رقبا خطر میسازد، این رفتارهای او هم به همان اندازه و شاید هم بیشتر، هولناک است.
شاید حدس زده باشید که منظور ما کیست؛ اگر هم حدس نزدهاید، خودمان معرفیاش میکنیم: «رامین رضاییان». ستاره تیم ملی در ادوار جام جهانی که نقد به عملکرد فنیاش، تنها برمیگردد به حفرههایی که گاه و بیگاه، پشت سر او پدید میآید و تیم را به چالش میکشد. در باقی اوقات، رضاییان نشان داده و اثبات کرده که به لحاظ فنی، کمنظیر است.
کاری به بحثهای فنی نداریم و حتی در این زمینه به مدح و ستایش و تعریف و تمجید از رامین نیز میپردازیم. ارسالهای خطرناک او، نفوذهای ویرانکنندهاش و شم گلزنی بالایی که دارد، همه و همه قابل دفاع هستند. کمتر کسی است که نظر کارشناسی بدهد و عملکرد او را نقد کند. حتی معتقدیم حمید مطهری عقل کرد که او را به فولاد برد.
موضوع ما، رفتار متفاوت رضاییان است. ستارهای که هر چقدر در مستطیل سبز نمیتوانیم او را نقد کنیم، خارج از زمین، حسابی میتوانیم از خجالت او در بیاییم؛ آنقدر که سوژه دست منتقدان میدهد و آنها را از این بابت سیراب میکند. رضاییان حدود دو هفته قبل، در یک برنامه تلویزیونی که بیشتر جنبه سفیدشویی داشت، تا چالشی، حرفهایی به زبان آورد که هرگز نتوانست حتی برای مدتی کوتاه به آنها عمل کند.
رضاییان که در این برنامه تلویزیونی کاملا احساسی شده بود و ادا و اطوار هم کم نداشت، تأکید کرد که دیگر لباسهای گـران نمیپوشد، چرا که مردم پول ندارند و زیر شدیدترین فشار اقتصادی دست و پا میزنند. او حتی در این برنامه از جا برخاست، البسهاش را نشان داد و گفت که تماما ایرانی است و تولید داخل و تأکید بر اینکه : «ما اینجوری نیستیم بهخدا». اتفاقا همینجوری هستی بهخدا!
رضاییان که مدعی بود از ناراحتی مردم ناراحت میشود، تنها چند روز بعد و این بار با یک پیراهن از برند بالنـسیاگا در ورزشگاه حاضر شد؛ پیراهنی که ارزش آن در بـازار بالغ بر ۱۰۰۰ پوند برآورد میشود. پیراهنی که رضاییان بر تن داشت، مدل Balenciaga All-Over Logo Printed Buttoned Shirt است. قیمت ثبتشده این مدل در برخی فروشگاهها حدود ۱۰۵۴ پوند است؛ یعنی مبلغی در حدود ۳۰۰ میلیون تومان.
هرگز نمیگوییم که چرا رضاییان، البسه گران میپوشد؛ اتفاقا از آن سمت بام هم افتادهایم و معتقدیم دارندگی و برازندگی. او تلاش کرده، به فوتبالیستی سطح بالا با قراردادهای چند ۱۰۰ میلیاردی بدل شده و اختیار داراییاش را هم دارد. او این برندها را نپوشد، چه کسی بپوشد؟ نقد ما، فقط تناقض در گفتههای رضاییان است؛ همین و بس.
اینکه شما حتی یکی دو هفته هم نتوانی به حرفهایی که میزنی، پایبند باشی، نشانههای خطرناکی است. هر چقدر که ارسالهای رضاییان از سمت راست روی دروازه رقبا خطر میسازد، این رفتارهای او هم به همان اندازه و شاید هم بیشتر، هولناک است. این بار نه برای رقبا که برای خودش؛ گویا که نمیداند چه بگوید و چه نگوید. کدام حرفها را به زبان بیاورد و کدام را نه. کجا احساسی شود و کجا منطقی!
مایتومانیا که توسط آنتون دلبروک وارد ادبیات شد، به بیماری دروغگویی معروف است. مطالعات نشان داده است که مایتومانیا به خودی خود یک اختلال شخصیت نیست، بلکه مشکل اصلی اختلالات شخصیتی مختلف است. فرد مبتلا مرتبا دروغ میگوید و خودِ او اولین کسی است که این دروغها را باور میکند. افراد مبتلا به مایتومانیا برای لاف زدن در مورد خود و برای فرار از واقعیت به دروغگویی متوسل میشوند.
افرادی که با چنین بیماری عجیبی سر و کار دارند، زمانی که خود را در بنبست میبینند از آن استفاده میکنند. برخلاف دروغ سفید و گهگاه که فرد برای جلوگیری از آسیب زدن به احساسات دیگری یا ایجاد دردسر شخصی به آن دست میزند، در مایتومانیا، فرد بدون هیچ دلیل واضح و منطقی، دروغ میگوید.