- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، در حالی که فوتبال اروپا وداع با اسطورههای خود را به جشنی ملی تبدیل میکند، فوتبال ایران هنوز در فرهنگ تکریم بزرگان خود دچار نقصی جدی است. روز گذشته، متروپولیتانو و نیوکمپ صحنه اشکها و تشویقهای بیامان هوادارانی بود که برای بدرقه آنتوان گریزمان و رابرت لواندوفسکی به پا خاسته بودند. در مادرید، باشگاه اتلتیکو با نصب پلاکهای یادبود تمامی نقاط ورزشگاه و فروش پیراهنهای ویژه، بدرقهای درخور یک افسانه ۵۰۰ بازی و ۲۱۲ گله ترتیب داد. گریزمان که با چشمانی گریان اشتباه هفت سال قبل برای پیوستن به بارسلونا را عذرخواهی کرد، تنها نبود؛ یان اوبلاک و دیگو سیمئونه نیز در این وداعِ اشکبار، او را شایسته توپ طلا خواندند.
در سوی مقابل، بارسلونا نیز برای لواندوفسکی پایانی سینمایی رقم زد. طبق برنامهریزی قبلی، هانسی فلیک مهاجم لهستانی را دقایقی پیش از پایان بازی تعویض کرد تا ورزشگاه نیوکمپ یکصدا برای «رابرت» بایستد و نامش را فریاد بزند. لواندوفسکی که با ۱۱۹ گل، خود را در تاریخ باشگاه جاودانه کرده بود، در سخنرانی پایانی خود خطاب به هواداران گفت: "از همان روز اول حس کردم اینجا خانه من است". هر دو باشگاه نشان دادند که بدرقه یک اسطوره، بخشی جداییناپذیر از هویت و کسب درآمد فرهنگی آنهاست.
این تصویر درخشان اما وقتی به فوتبال ایران میرسد، به سرعت به یک صحنه خاکستری تبدیل میشود. فرهنگ فوتبالی ایران نه تنها مراسم خداحافظی باشکوه را نهادینه نکرده، بلکه گاهی با خداحافظیهای تلخ و بیسرانجام نظیر فرهاد مجیدی مواجه است، ستارهای که بدون آن جام یا سخنرانی رسمی در ورزشگاه، از دنیای فوتبال کنار رفت. این رفتار تنها محدود به نسل قبل نیست؛ پرسپولیس به عنوان یکی از پرطرفدارترین باشگاههای ایران، در قبال وحید امیری که از نمادهای نسل طلایی اخیر بود، رویهای عجیب در پیش گرفت. طوری که زمانی که سرمربی وقت امیری را نخواست او را از تمرینات گروهی جدا کرد و به پشت دروازهها فرستاد تا با تمرینات انفرادی مشغول شود.
این تضاد آشکار، ریشه در نگاه کوتاهمدت و احساسی باشگاههای ایرانی دارد. در حالی که اتلتیکو مادرید برای گریزمان به احترام ۱۰۰ پاسگلش ویژه برنامه میچیند، در فوتبال ما حتی آمار و رکوردهای بزرگان نظیر وریا غفوری نیز نمیتواند مانع از خداحافظیهای خاموش و گاه توأم با کدورت شود. در حالی که باشگاههای بزرگ دنیا میدانند تکریم پیشکسوتان، سرمایه اجتماعی برای نسل جدید تماشاگران میسازد، فوتبال ایران همچنان درگیر مدیریتهای لحظهای و بیتوجهی به میراث ورزشی خود است. این بیتوجهی به قدری عمیق است که تفاوت بین "خداحافظی باشکوه" و "اخراج ساده" در فرهنگ مدیریت ورزشی ما گم شده است.