- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، در فصل جاری، پرسپولیس با توجه به آمار و ارقام روی کاغذ از نظر کیفیت و کارایی بازیکنان خارجیاش تجربهای دوگانه داشته است. از یکسو چند مهره که واقعاً در جریان مسابقه به تیم کمک کردهاند و از سوی دیگر خریدی پرسروصدا که عملاً هیچ آوردهای برای تیم نداشت. حاصل این ترکیب، تصویری واقعگرایانه از سیاست نقلوانتقالات باشگاه است؛ نه آنقدر موفق که تحسینبرانگیز باشد و نه آنقدر ضعیف که فاجعه تلقی شود.
اوستون اورونوف، هافبک ازبکستانی سرخپوشان شاید مهمترین خارجی پرسپولیس تا این مقطع باشد. هافبکی که خیلی سریع با ریتم فوتبال ایران و ساختار بازی پرسپولیس هماهنگ شد و بدون حاشیه، مستقیم سراغ کار اصلی رفت؛ یعنی تأثیرگذاری در نتیجه. دو گل او مقابل شمسآذر در هفته یازدهم و پیکان در هفته سیزدهم فقط عدد نیستند، بلکه هر دو گل در مقاطع حساسی زده شدند که تیم به بنبست خورده بود.
مهمتر از خود گلها، نوع بازی اورونوف است. بازیکنی که در حمل توپ، بازی بین خطوط و خلق فضا برای مهاجمان، نقش واقعی یک هافبک مدرن را ایفا میکند. پرسپولیس با حضور او عملاً صاحب یک موتور پیشران در میانه میدان شده که هم ریتم میدهد، هم ضربه نهایی میزند.
در کنار او، مارکو باکیچ، هافبک مونتهنگرویی مسیری کاملاً متفاوت طی کرد. بدون هیاهو آمد، بدون فرش قرمز و بدون آنهمه بزرگنمایی رسانهای که برای اوریه انجام شد اما در زمین فوتبال، عملکردش از بسیاری ستارهنماها مفیدتر بود.
گل او مقابل تراکتور در هفته نهم، در یکی از حساسترین مسابقات فصل، پرسپولیس را از شکست نجات داد؛ گلی که ارزش فنی و روانی بالایی داشت. البته ضربه پنالتی از دسترفته در جام حذفی مقابل همین تراکتور نقطه منفی کارنامه اوست، اما اگر مجموعه عملکردش را ببینیم باکیچ بازیکنی است که تعادل خط میانی را حفظ میکند، توپ را به جریان میاندازد و وقتی لازم باشد، جلوتر هم حضور مؤثر دارد. او شاید ستاره پوسترها نباشد، اما برای مربی بازیکنی قابل اتکاست.
تیوی بیفوما، مهاجم اهل کنگوی قرمزها هم نمونهای از مهاجمی است که هنوز به سقف تواناییاش نرسیده اما نشانههای مثبتش را نشان داده. گل او مقابل آلومینیوم در هفته چهاردهم تنها گل پرسپولیس در آن مسابقه بود و یک برد کاملاً حیاتی را رقم زد. بیفوما مهاجمی است پرتحرک، سختگیر برای مدافعان و خطرناک در فضاهای محدود. او هنوز در آمار گلزنی میتواند بهتر باشد، اما در زمین چیزی فراتر از عدد ثبت میکند؛ چیزی متشکل از فشار، دوئل و باز کردن فضا برای بقیه.
در نیمفصل اول و نقلوانتقالات زمستانی ایگور سرگیف، مهاجم ازبکستانی پرآوازه به این مجموعه اضافه شد؛ بازیکنی با کارنامه سنگین در لیگ ازبکستان و سابقه در پاختاکور، همراه با عنوان آقای گلی. هنوز برای قضاوت نهایی زود است، اما از همین حالا میشود گفت پرسپولیس روی او بهعنوان پروژهی گلزنی آینده در کنار علیپور و یاری برای او حساب ویژهای باز کرده است. سرگیف اگر بتواند خود را با فضای فیزیکی و سرعت لیگ ایران هماهنگ کند، پتانسیل آن را دارد که معادلات خط حمله تیم را تغییر دهد.
و در نقطه مقابل همه اینها، سرژ اوریه، مدافع اهل ساحل عاج قرار دارد. خریدی پرزرقوبرق که به یکی از تلخترین تجربیات نقلوانتقالاتی پرسپولیس تبدیل شد. بازیکنی با سابقه اروپایی و رزومه قابل توجه که ورودش با موجی از هیجان و امید همراه بود، اما عملاً هرگز به فوتبال پرسپولیس اضافه نشد. ابتدا مشکلات پزشکی مربوط به هپاتیت، سپس مصدومیت و در نهایت جدایی بیسروصدا در زمستان. اوریه نه فقط برای پرسپولیس بازی نکرد، بلکه تبدیل به نماد یک تصمیم اشتباه مدیریتی شد. هزینه بالا، ریسک زیاد و خروجی صفر در نهایت چکیدهای از این پهلوان پنبه بود!
اگر تصویر کلی این فصل را نگاه کنیم، پرسپولیس در انتخاب خارجیها بیشتر روی بازیکنان کمادعا اما کاربردی موفق بوده تا ستارههای پرسروصدا. اورونوف، باکیچ و بیفوما آرام و پیوسته به تیم کمک کردهاند. سرگیف پروژهای است که هنوز باید صبر کرد و اوریه، نمونهای روشن از این واقعیت که نام بزرگ همیشه به کار بزرگ ختم نمیشود.