- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، پیشنهاد استفاده از جدول فعلی -همان جدولی که بر پایه بازیهای ناقص، تقویم بههمریخته و شرایطی نامتعادل شکل گرفته- برای تعیین نمایندگان ایران در فصل پیش روی فوتبال قاره کهن، با ۳ خطر بنیادین روبروست: خطر منطقی، خطر حقوقی، و خطر بینالمللی.
بمب اول: منطق فروریخته
هر رتبهبندی ورزشی بر دو پایه استوار است: برابری فرصت و تکمیل چرخه. وقتی تیمی ۲۲ بازی کرده و تیمی دیگر ۲۳ بازی و آن یکی حتا ۲۱ دیدار را پشت سر گذاشته؛ وقتی برخی تیمها سهم بیشتری از بازی خانگی داشتهاند و آن دیگریها حتی استادیوم خانگی نداشتند، وقتی تقویم مسابقات تحت تأثیر شرایط اضطراری خارج از کنترل باشگاهها بوده، دیگر صحبت از «رقابت عادلانه» معنایی ندارد.
استفاده از چنین دادههایی برای تعیین سرنوشت سه سهمیه آسیایی، مانند ساختن "خانهای روی آب" است. ظاهر شاید قابل قبول به نظر بیاید، اما پایههایی فروریخته است و کاری با فوتبال میکند که این خانه تا سالها از پایبست ویران بماند.
بمب دوم: فیفا چه گفت و ما چه نشنیدیم
آوریل ۲۰۲۰. فیفا در اوج پاندمی کووید-۱۹، بخشنامهای صادر کرد که امروز برای ایران و هر شرایط فورس ماژور دیگری در جهان حکم راهنما را دارد. در آن سند، فیفا نگفت «از هر دادهای که دارید استفاده کنید». گفت: «عادلانهترین روش آماری».
فرانسه همان سال فصلش را لغو کرد و از میانگین وزنی امتیازی استفاده کرد. بلژیک با شرطی سختگیرانه -حداقل ۷۵ درصد بازیها و اختلاف ۸ امتیاز- قهرمانش مشخص شد. هلند حتی قهرمان اعلام نکرد. در هیچکدام، جدول ناقص به تنهایی ملاک نشد.
حالا اگر فدراسیون فوتبال ایران بخواهد جدولی نیمهکاره را پایه انتخاب نمایندگان آسیا قرار دهد، در حقیقت از رویهای پیروی میکند که نه فیفا توصیه کرده، نه در تاریخ فوتبال دارای شرایط اضطرار سابقه دارد.
بمب سوم: تجربه اوکراین، آینهای تاریک
مارس ۲۰۲۲. فیفا با صدور ضمیمه هفتم مقررات وضعیت بازیکنان، قوانین موقت ویژهای برای اوکراین وضع کرد. جنگی که فوتبال این کشور را فلج کرده بود، فیفا را به این وادی کشاند که قوانین استاندارد را کنار بگذارد و تدابیر استثنایی بیندیشد. موضوعی که درباره خارجیهای لیگ ایران هم این یکی دو روز کمابیش چیزهایی شنیدهایم و احتمالا طی روزها و هفتههای بعد مفصلترش به گوش خواهد رسید.
دیوان داوری ورزشی در پرونده شاختار دونتسک علیه فیفا، این تدابیر استثنایی را مشروع و قانونی شناخت. پیام این پرونده روشن است: در بحران، قوانین باید تطبیق یابند، نه اینکه با چشمبستن بر واقعیت، به اجرای مکانیکی ادامه دهند. کاری که سازمان لیگ و فدراسیون فوتبال ایران این هفته انجام دادند!
تصمیمسازان فوتبال ایران باید بدانند اوکراین فصل ناقص را ملاک قرار نداد. ایران هم نباید بدهد.

بمب چهارم: CAS، شمشیر داموکلس
اگر جدول ناقص ملاک قرار گیرد، درهای دادگاه داوری ورزشی به روی باشگاههای ذینفع گشوده میشود.
پرسپولیس، سپاهان، استقلال، تراکتور و هر کدام که احساس زیان کنند، حق شکایت به CAS را دارند. تجربه ترابزوناسپور علیه یوفا در سال ۲۰۱۱ نشان داد که حتی باشگاههای محکومشده، میتوانند ماهها روند انتخاب نمایندگان را متوقف کنند.
هزینه زمانی، اعتباری و مالی چنین دادرسیهایی، از عهده فوتبال ایران که در حال حاضر با تحریم و محدودیت دستوپنجه نرم میکند، خارج است.
بمب پنجم: AFC و کاهش سهمیههای آینده
کنفدراسیون فوتبال آسیا ناظر بیطرفی نیست که فقط نتایج را ثبت کند بلکه بر پایداری عملکرد و شایستگی ورزشی تأکید دارد. اگر انتخاب نمایندگان ایران با ابهام حقوقی و اعتراض باشگاهها همراه شود، AFC میتواند در رنکینگ کشوری ایران تجدیدنظر کند.
کاهش سهمیه از سه به دو، یا از دو به یک، فاجعهای است که سالها طول میکشد جبران شود.
راهحل: شفافیت به جای سرعت
عجله برای اعلام نمایندگان، قابل درک است. اما عجلهای که بر پایه دادههای ناقص باشد، فاجعهای است که سالها گریبانگیر خواهد بود.
مسیر درست، استفاده از دادههای کامل و قطعی است، نه فصل نیمهکارهای که هر باشگاهی میتواند آن را به چالش بکشد. نیمفصل کامل یا هر روش آزموده دیگری در جهان، اگر شرایط لازم را داشته باشد، گزینهای است که میتواند مورد بحث قرار گیرد. اما جدول فعلی، با تمام ناقصیهایش، نه!
پیام نهایی
فوتبال ایران در حال حاضر در یکی از حساسترین دورههای تاریخ خود قرار دارد. تصمیمی که امروز گرفته میشود، نه تنها سرنوشت سه سهمیه امسال، که اعتبار و جایگاه سالهای آینده فوتبال ایران در آسیا را رقم خواهد زد.
استفاده از جدول ناقص، قماری است با شانس باخت صد در صد. قماری که در آن، مهمان خانه همیشه برنده است و مهمان خانه در اینجا، دادگاههای ورزشی بینالمللیاند... این چراغ به خانه رواست. خودتان را در چاههای راحت الحلقوم نیندازید!