- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، در فاصله ریاست دو رئیس (از خادم تا دبیر)، زمانی که رسول خادم از ریاست فدراسیون کشتی استعفا کرد و به تبع آن، تیم ملی آزاد سرمربیاش را نیز از دست داد، حمید بنیتمیم نایبرئیس فدراسیون، جای رسول خادم را گرفت و باتوجه به اینکه مسابقات جهانی ۲۰۱۹ نورسلطان در پیش بود، برای غلامرضا محمدی و محمد بنا حکم سرمربیگری تیمهای ملی آزاد و فرنگی را صادر کرد.
درحالیکه حاشیههای زیادی در خصوص انتخابات و نامزدها ایجاد شده و سه عضو سرشناس کشتی ایران که همه چندین مدال جهانی و المپیک در کارنامه خود داشتند (امیررضا خادم، علیرضا دبیر و عباس جدیدی) رد صلاحیت شده بودند، درنهایت دبیر مجوز حضور در انتخابات را گرفت و روز ۲۶ تیر ماه ۹۸ انتخابات فدراسیون کشتی به انجام رسید و درحالیکه رایگیری بین او و عبدالمهدی نصیرزاده به دور دوم کشیده شد، درنهایت این قهرمان المپیک ۲۰۰۰ سیدنی بود که مسئولیت کشتی را برعهده گرفت و حمید بنیتمیم نتوانست بعد از دبیری، نایب رئیسی و سرپرستی فدراسیون، به ریاست کشتی برسد.
بعد از انتخابات، علیرضا دبیر در چند مقطع در مصاحبههایش عنوان کرد که او در عمل انجام شده قرار گرفته و سرپرست فدراسیون، سرمربیان تیمهای ملی را مشخص کرده است. او تاکید کرده بود که این حق رئیس فدراسیون است که سرمربی انتخاب کند، اما در دوره سرپرستی این کار انجام شده است.
در ابتدای کار، به نظر میرسید محمد بنا که در انتخابات از کسی حمایت رسمی نکرده و موضع منفعلی داشت، در فدراسیون علیرضا دبیر کارش ادامه پیدا نکند و درعوض غلامرضا محمدی که حامی دبیر در انتخابات بود، جایگاه مطمئنی را از آن خود کند، اما در عمل چیزی غیر از این اتفاق افتاد.
همکاری بنا و دبیر هرچند در ابتدای کار پر از قهر و آشتی و اختلاف بود، اما بعد از المپیک ۲۰۲۰ توکیو، باوجود هجمه سنگین منتقدان، از سرمربی تیم ملی فرنگی برای المپیک ۲۰۲۴ برنامه خواسته شد، درحالیکه روابط غلامرضا محمدی و علیرضا دبیر هر روز تیره و تارتر از قبل شده و با فراز و نشیب زیادی همکاری این دو، به المپیک رسید. قبل از المپیک هم مشخصا ادامه همکاری ممکن نبود و طرفین به خاطر اختلافات زیادی که در کار بینشان ایجاد شده بود، قطع همکاری کردند.
نه دبیر دیگر محمدی را میخواست و نه محمدی قصد همکاری مجدد با فدراسیون کشتی را داشت. محصول این اختلافات، همان چیزی بود که غلامرضا محمدی به تازگی از آن صحبت کرده است: «کشتیگیر نمیدانست به حرف من در جایگاه کُچ گوش کند و یا به حرف رئیس فدراسیون که در جایگاه تماشاگران نشسته بود.»
البته که شکاف عمیق ایجاد شده، صرفا مربوط به زمان مسابقه و المپیک نبود، در اردوهای تیم ملی و در موضوعات فنی هم کشتیگیر نمیدانست باید حرف قهرمان المپیک را در جایگاه رئیس فدراسیون بشنوند و به آن عمل کند و یا پیروی تفکرات فنی سرمربی تیم ملی که او هم دارنده ۴ مدال جهانی است، باشد.
چیزی که مشخص است، در ماههای آخر منتهی به المپیک، ارتباط خوبی بین رئیس فدراسیون و سرمربی تیم ملی آزاد برقرار نبود و این قطعا روی تیم تاثیرگذار بود. جلسات کذایی همه منجر به اختلاف بیشتر میشد. این دو نفر، شروع خوبی با هم داشتند، اما پایان تلخی در توکیو رقم خورد. در جایی که به راستی تیم ملی آزاد استحقاق کسب حداقل سه مدال را داشت. حسن یزدانی میتوانست طلای المپیک را بگیرد و در المپیک پاریس هم به سومین طلای المپیکش برسد تا پرافتخارترین ورزشکار ایران شود اما برای او نسخههای متفاوتی درمورد شیوه مبارزهاش با دیوید تیلور پیچیده شد.
محمدحسین محمدیان روی سکو میرفت و شاید امیرحسین زارع هم به فینال المپیک میرسید. رضا اطری در آستانه مدال المپیک، به جای پنجمی، مدال برنز را از آن خود میکرد. حسینخانی و قیاسی هم اگر شرایط به گونه دیگری بود، قطعا مبارزههای بهتری را در توکیو و در اوزانی که هرگز شانس مدال المپیک نداشتیم، از خود به نمایش میگذاشتند.