- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، والیبال ایران بعد از طی یک دوره سخت و پرخبر که در المپیک با ناکامی شاگردان آلکنوی روس همراه شد و در ادامه با بهروز عطایی قهرمان آسیا شد، همچنان روزهای پرحاشیهای را سپری می کند.
هرچند جنگ بر سر استفاده از مربی خارجی یا داخلی، ظاهرا تمام شده و والیبال قرار است راهش را دیگر با مربی ایرانی ادامه دهد، اما والیبال کشورمان همچنان درگیر مسائل مهمی همچون عدم برنامهریزی درست برای لیگ، بیتوجهی به آییننامه مسابقات و بسیاری مشکلات دیگر است که نارضایتی بزرگان این رشته ورزشی را در پی داشته است.
گفتوگوی میدان با بهنام محمودی کاپیتان و ستاره سابق تیم ملی که در دو دوره اخیر انتخابات فدراسیون والیبال کاندیدای ریاست بود را در زیر میخوانید:
-اینطور که پیداست، بعد از سالها همکاری با خارجیها، حالا دیگر تیم ملی والیبال به دست مربیان ایرانی رسیده است.
4 سال است که میگوییم ظرفیت مربیان ایرانی فوقالعاده خوب است. اگر مدیریت و کمیته فنی خوبی داشته باشیم، استفاده از مربی خودمان، هم از نظر مالی به سودمان خواهد بود و هم این که به مربی ایرانی میدان داده میشود. البته این هم خیلی اهمیت دارد که از مربیان خوب و با چیدمان درست استفاده شود. کمیته فنی هم باید بالای سر کار باشد و ما مجموعا باید به سمتی برویم که یک رئیس فدراسیون از جنس والیبال در رأس کار باشد؛ علیرضا دبیر را ببینید که به عنوان یک قهرمان جهان و المپیک در رأس کشتی قرار گرفته و تاثیرش را در نتایج و اتفاقات اخیر کشتی دیدیم.
- منظورتان این است که در رأس فدراسیون والیبال هم باید تغییر ایجاد شود؟
من به داورزنی کاری ندارم، سیاست ورزش دولت آقای رئیسی به این شکل است که به آدمهای جوان و متخصص اعتماد کند. حمید سجادی هم به عنوان یک قهرمان ملی با همان سیاست، وزیر ورزش شد چون تخصصگرایی به همان اندازه اهمیت دارد که سیاسیون هم باید از ورزش بروند.
-اما در تمام این سالها مدیران سیاسی زیادی در رأس کار ورزش بودهاند.
اگر قبلا مدیران سیاسی در ورزش استفاده میشدند، در آن مقطع مدیران ورزشی تحصیل کرده نداشتیم که سابقه کار اجرایی داشته باشند اما الان خوشبختانه داریم. مدیرانی که هم جوانند و هم متخصص و نیازی به حضور مدیران سیاسی در ورزش نیست. گام دوم انقلاب تخصص گرایی و جوانگرایی است و مدیران سیاسی باید بروند.
- اما نمیروند!
به هرحال، اینجا (ورزش) جذابیت دارد؛ سفر خارجی، دیده شدن، مردم و رسانه و... وجود دارند. افراد غیرورزشی با رابطه میآیند و بعد هم نمیروند. این روزها ما در همه رشتهها مدیرانی از جنس خودش داریم که بتوانند ورزش را اداره کنند.
- یکی از چیزهایی که قبلا برای رد قهرمانان ورزش در بحث مدیریتی مطرح میکردند، عدم توانمندی در تامین بودجه بود اما همین علیرضا دبیر که مثال زدید، توانسته تمامی مشکلات مالی را در فدراسیون حل کرده و کارهای اقتصادی بزرگی در کشتی انجام دهد.
دبیر دو دوره در شورای شهر تهران حضور داشت، قهرمان ملی است که طلای المپیک دارد، تحصیل کرده است، چه کسی بهتر از او میتواند کشتی را اداره کند؟ سابق بر این، ورزشکاران ما تکبعدی بودند و علاقهای به کار اجرایی نداشتند. بسیاری از ما بعد از دوره قهرمانی میخواستیم مدتی استراحت کرده و سپس دنبال بیزینس خود برویم و یا به کار مربیگری رو میآوردیم اما الان قهرمانان تحصیلکرده کم نداریم که هم کار اجرایی کرده باشند و هم مایل به حضور در عرصه مدیریت باشند.
-البته در این سالها شاهد اختلاف بین مدیران ورزشی هم، کم نبودهایم و یا این که در برخی رشتهها عواملش ترجیح میدادند به خاطر مباحثی که وجود دارد، مدیری سیاسی در راس کار قرار بگیرد.
ما همیشه یک سری افراد داشتیم که سروصدای زیادی به پا می کنند که به منفعت شخصی برسند. امتیازی بگیرند، بودجهای و سفری. یک سری افراد اما سروصدا نمیکنند، همیشه واقعیات را میگویند و اینها به آقایان برمیخورد. جواب موبایلشان را نمیدهند، در اتاقشان بسته است، بعد اگر صدای اعتراض در رسانه بلند شود و کار به جراید کشیده شود، ناراحت میشوند. کارشناس هم وظیفهاش کارشناسی است؛ چه زمانی که موفقیتی حاصل شده و چه زمان شکست. اگر حقایق را نگوییم، میشود خیانت.
-این صحبتها بیارتباط با اتفاقاتی که در خصوص ورودتان به عرصه مدیریت والیبال رخ داد، نیست.
من کشورم، مردمم و این ورزش را دوست دارم. خیلیها میگویند دنبال کار بیزینس برو، به هرحال ورزشکار تراز اول، کاسبی و بیزینس را هم خوب بلد است، اما دلسوز است و میخواهد به جایی که در آنجا رشد کرده، کمک کند اما متاسفانه ورزش و مدیریتش به خیلی از سیاسیون مزه کرده و نمیروند. متاسفانه ریا و فریب هم در کشور ما بیداد میکند. یک سری مدیران در ظاهر یک شکل هستند اما وقتی به آنها نزدیک میشوی، مسئله دارند اما اکثر ورزشکاران آدمهای صادقی هستند چون درست تربیت شدهاند. واقعیتها را در ورزش میگویند و دلسوز هستند. افرادی مثل من، دبیر و دایی که کمر و کتف و زانویمان را در دوره قهرمانی دادهایم، جانباز ورزش هستیم. قهرمانان ورزشی دوست دارند که به ورزش کمک کنند اما عدهای نمیگذارند. ما دنبال پول درآوردن از ورزش و این که سمت کسی برویم، نیستیم و نیت ما کمک به رشته تخصصی خودمان است. ما نان و شیر حلال خوردهایم؛ من 4 سال عضو شورای شهر کرج بودم، نه دروغ گفتم، نه کسی را فریب دادم و نه ریا کردم. 4 سال از کار اقتصادیام ماندم. دزدی، خیانت و بداخلاقی در کار ما نیست. بدون سر و صدا تحصیلاتم را تکمیل کردم و هیچوقت هم دنبال حاشیهسازی نبودم. ما نمیخواهیم با حضور در ورزش برای خود پایگاهسازی کنیم، چون همین الان هم پایگاه مردمی داریم.
-مردم هم ترجیح میدهند که خود اهالی ورزش در رأس کار رشتههای مختلف باشند.
انشاءالله که چرخ ورزش هر روز پررونقتر از دیروز بچرخد، آن هم با وجود اینهمه مشکلات اقتصادی و کرونا، همین کریهای مربوط به پرسپولیس و استقلال و یا بردهای تیم ملی والیبال و پیروزیهای کشتی و حسن یزدانی؛ دیدیم که چهقدر باعث خوشحالی مردم میشود. نمیشود روی اینها قیمت گذاشت. یک سری آدمها ورزش و یا خیلی از موضوعات را نقد میکنند که امتیازی بگیرند اما ما سرباز ورزشیم. افرادی که به خاطر پست و سمت واقعیت را نمیگویند، آفت جامعه ورزش هستند. من اعتقاد دارم که مدیران موفق افرادی هستند که نقد درست را میپذیرند. اگر در جایی که مشکلاتی هست، سکوت میشود، قطعا پس پرده مسائلی در میان است. در ارزیابی عملکرد فدراسیونها، این موضوع مهم است که وقتی یک تیم، یکی دو بار نتیجه نمیگیرد باید رئیس فدراسیون عوض شود و ما باید سمت تخصص گرایی برویم. آقای رئیسی وزیر ورزش را از جنس ورزش گذاشت و حمید سجادی هم مکلف است که از بدنه ورزش برای ورزش استفاده کند.