- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، اتلتیکو مادرید در حالی پا به استادیوم دو دراگائو گذاشت که تیم قعر نشین گروه مرگ بود و از کمترین شانس برای صعود به مرحله بعد، برخوردار. آنها برای صعود چارهای جز پیروزی نداشتند و صعودشان، مستلزم رقم خوردن نتیجهای غیر از پیروزی میلان در بازی همزمان بود. سرانجام، به هر شیوهای که بود، روخی بلانکوس موفق شد پورتو را با 3 گل در دقایق پایانی از پیش روی بردارد و در پایان، مرگ سهمِ مادریدیها نشد.
سرنوشت بازی، نه با موقعیت خراب کردنهای مهدی طارمی رقم خورد و نه با گل آنتوان گریزمان! این ایدئولوژیِ سیمئونه بود که جذاب ترین بازیِ هفته پایانی دور گروهی لیگ قهرمانان اروپا را به خانه فوتبال دوستان آورد. بدون شک، نقطه عطفِ بازی، صحنه درگیری بازیکنان با یکدیگر و واکنش دور از انتظار سیمئونه بود. جایی که به دور از هیاهوی بیتجربه تر ها، دستانش را در هم گره زده بود و با بند بندِ وجودش، پیروزی را میخواست.
سیمئونه شاید سبک بازی تیمش، بابِ میلِ بسیاری از فوتبال دوستان نباشد اما تماشای بازیهای اتلتیکو تحت هدایت دیگو، دست کمی از تماشای یک شاهکار هنری ندارد؛ صد البته که برای تماشای چنین شاهکاری، باید با چشمانی عاری از حس تنفر به استقبالش رفت. اجباری در لذت بردن از بازیهای سیمئونه نیست و اگر منطق حکم کند، تنفر کاری عاقلانهتر است تا تحسین. خب طبیعی است؛ اگر تیم محبوبتان تشنه گلزنی باشد و هر بار با دژی رسوخ ناپذیر رو به رو شود، از تیم مقابل بدتان نمیآید؟ پس تا به اینجای کار، حسابِ طرفداران رئال مادرید و بارسلونا مشخص است. آنها چارهای جز تنفر نسبت به سیمئونه و تیمش ندارند؛ نفرت، تنها موردی است که از عهده خودشان مقابل قرمز و سفیدهای پایتخت نشین بر میآید.
سیمئونه حالا معبودِ دوست داشتنی در معبدِ وندامتروپولیتانو است. معبودی که از قضاوتِ اخلاق گرایان، باکی ندارد. او هرگز از اینکه با صحنه تلخِ اخراج ناجوانمردانه دیوید بکام به یاد آورده شود، ترسی نداشته و شاید در زندگی شخصیاش، بارها و بارها نیز به آن افتخار کرده باشد. سیمئونه، همان ضدِ قهرمانِ دوست داشتنی در مستطیل سبز است. ضد قهرمانی که هرچه از اخلاقیات دور تر میشود، دوست داشتنی تر است. ضدِ قهرمانی که رقیبانِ متمول را به مرز جنون میرساند، از تماشای جنونشان لذت میبرد و در پایان، لبخندی رقت انگیز همچون لبخندِ واکین فینیکس پس از ویرانیِ گاتهام بر لب دارد! اما میشود او را تحسین نکرد؟! میشود او را دوست نداشت؟! اصلاً تا به حال با خودتان فکر کردهاید چرا در جامعه آرمانی نیز، ضد قهرمانها را بیشتر دوست داریم؟
دیهگو، سر الکس فرگوسنِ اتلتیکو مادرید است. نه... فراموشش کنید. او را نباید مقایسه کرد. سیمئونه، سیمئونه است و بس. مردی با کراوات مشکی روی پیراهنی مشکی که از قضی، کت و شلوارش نیز به همان رنگ است اما روزهایی به سپیدیِ برفهای سنگین در پایتخت اسپانیا را برای هواداران روخی بلانکوس به ارمغان آورده. همان مردی که لذت پرواز را تجربه میکند؛ پروازی سبک بالانه، بر روی شانههای ماکیاولی.