کد خبر : ۲۸۴۴۷
۱۵:۳۱

۱۴۰۵/۰۷/۱۳

طلایی‌های که به برنز قانع شدند!

ناگویا فقط با حذف ها و مدال ها عجیب نبود؛ نوع مواجهه با بعضی نتایج هم سوال برانگیز بود. جایی که برخی مدعیان طلا به برنز رسیدند و این نتیجه، بیش از آنکه محل نقد باشد، بهانه ای برای جشن شد.
برنز

به گزارش میدان، بازی های آسیایی ناگویا یک روی عجیب داشت؛ رویی که فقط به تعداد مدال ها و رنگ آنها مربوط نمی شد، بلکه به نوع مواجهه با نتایج برمی گشت.

در یک سوی ماجرا، ورزشکارانی قرار داشتند که با سابقه، توانایی و امید زیاد راهی مسابقات شدند اما خیلی زود از دور رقابت ها کنار رفتند؛ چهره هایی که انتظار می رفت حداقل در جمع مدعیان مدال باشند.

در سوی دیگر اما داستان متفاوت بود. ورزشکاران و تیم هایی که با توجه به ظرفیت فنی و سابقه خود می توانستند برای مدال طلا بجنگند، در نهایت به برنز رسیدند و واکنش ها به این نتایج گاهی به اندازه ای مثبت و پررنگ بود که انگار یک قهرمانی بزرگ رقم خورده است.

تردیدی نیست که مدال برنز بازی های آسیایی ارزشمند است؛ اما ارزش برنز برای همه ورزشکاران یکسان نیست. برنز برای ورزشکاری که اولین تجربه حضورش در بازی های آسیایی را پشت سر می گذارد، می تواند یک موفقیت بزرگ و حتی فراتر از انتظار باشد. برای یک ورزشکار جوان و کم تجربه، ایستادن روی سکوی سوم آسیا می تواند شروع یک مسیر مهم باشد و طبیعتا باید برای چنین نتیجه ای خوشحال بود.

اما داستان زمانی متفاوت می شود که یک ورزشکار با سابقه، تجربه و ظرفیت قهرمانی وارد مسابقات می شود و هدف اصلی اش رسیدن به مدال طلاست، اما در نهایت برنز می گیرد و همان نتیجه با شور و هیجان فراوان جشن گرفته می شود.

اینجا دیگر بحث بی ارزش کردن برنز نیست؛ بحث این است که آیا نتیجه به دست آمده با ظرفیت ورزشکار تناسب داشته یا نه.

برای نمونه، در شمشیربازی علی پاکدامن از جمله ورزشکارانی است که انتظار از او فراتر از صرفا حضور روی سکوی مدال است. برنز برای او یک نتیجه قابل احترام محسوب می شود اما وقتی ورزشکاری با هدف و ظرفیت طلا وارد مسابقات می شود، منطقی است که در کنار احترام به مدال، درباره فاصله ایجاد شده تا طلای مورد انتظار هم صحبت شود.

همین موضوع درباره بسکتبال نیز قابل طرح است. وقتی یک تیم با چنین سابقه و ظرفیتی در رقابت های آسیایی حاضر می شود، کسب مدال برنز می تواند یک موفقیت باشد؛ اما نمی تواند تمام ارزیابی عملکرد را تحت الشعاع قرار دهد. سوال مهم تر این است که چرا تیمی با ظرفیت قهرمانی، در نهایت به سکوی سوم رسید؟
طلایی‌های که به برنز قانع شدند!

مشکل از جایی شروع می شود که در ارزیابی عملکرد، فقط رنگ مدال را ببینیم و نه مسیری را که ورزشکار تا رسیدن به آن طی کرده است. ممکن است یک برنز برای یک ورزشکار جوان، اتفاقی بزرگ باشد و همان برنز برای یک مدعی قهرمانی، نتیجه ای پایین تر از انتظار.

به همین دلیل، خوشحالی برای مدال برنز ایرادی ندارد؛ مسئله زمانی ایجاد می شود که این خوشحالی جای مطالبه نتیجه بهتر را بگیرد. ورزشکاری که اولین تجربه آسیایی خود را پشت سر گذاشته و به برنز رسیده، حق دارد از این موفقیت خوشحال باشد. اما وقتی از یک مدعی طلا صحبت می کنیم، انتظار این است که خود او، کادر فنی و مسئولان ورزشی قبل از جشن گرفتن برنز، به این سوال پاسخ دهند که چرا طلایی که برایش ظرفیت داشتیم، به دست نیامد.

در ورزش قهرمانی، قرار نیست همه نتایج با یک متر سنجیده شوند. یک مدال زمانی باید موفقیت کامل تلقی شود که متناسب با ظرفیت، هدف گذاری و سطح انتظار از ورزشکار یا تیم باشد.

به همین دلیل، ارزیابی عملکرد کاروان ایران در ناگویا نباید صرفا به شمارش مدال ها محدود شود شاید مسئله اصلی این باشد که در پایان مسابقات، به جای اینکه فقط بپرسیم «چند مدال گرفتیم؟»، یک سوال مهم تر را هم مطرح کنیم:

چند مدال می توانست طلا باشد و نشد؟

و شاید حتی مهم تر از آن؛ چرا برای بعضی برنزها آن قدر جشن گرفتیم که فراموش کردیم قرار بود برای طلا بجنگیم؟
فاطمه سادات توفیقی | خبرنگار


گزارش خطا

برچسب ها:
ارسال نظر
captcha