- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، مهدی تاج سالهاست یکی از چهرههای ثابت مدیریت فوتبال ایران است؛ مدیری که نامش از پرونده قرارداد مارک ویلموتس و خسارت سنگین آن گرفته تا ماجراهای فولاد مبارکه، بازنشستگی، اختلافات مربوط به سرمربیان تیم ملی، VAR و پرونده فساد فوتبال، بارها در متن حاشیههای فوتبال قرار گرفته است. با این حال، آنچه بیش از خود حاشیهها قابل توجه به نظر میرسد، بازگشت دوباره او به رأس فوتبال ایران پس از هر دوره جنجالی است.
یکی از مهمترین نقاط تاریک کارنامه مدیریتی تاج به قرارداد مارک ویلموتس بازمیگردد؛ قراردادی که در دوره ریاست او بر فدراسیون فوتبال منعقد شد و پس از جدایی مربی بلژیکی، فوتبال ایران را درگیر یکی از پرهزینهترین پروندههای تاریخ خود کرد. در ابتدا رقم سنگینی علیه فدراسیون در فیفا مطرح شد و پس از اعتراض، دادگاه عالی ورزش رقم محکومیت را کاهش داد، اما در نهایت پرداخت میلیونها یورو به ویلموتس به واقعیتی غیرقابل انکار تبدیل شد. پروندهای که هزینه آن برای فوتبال ایران تنها مالی نبود و عملکرد مدیریتی فدراسیون را نیز زیر سؤال برد.
تاج در نهایت در سال ۱۳۹۸ و در شرایطی که بحران ویلموتس به یکی از مهمترین چالشهای فوتبال ایران تبدیل شده بود، از ریاست فدراسیون کنار رفت. اما پایان کار او نبود. چند سال بعد، در سال ۱۴۰۱، تاج بار دیگر در انتخابات ریاست فدراسیون شرکت کرد و به این سمت بازگشت؛ بازگشتی که از همان ابتدا با پرسشهای فراوان درباره وضعیت پروندههای گذشته و صلاحیت مدیریتی او همراه شد.
در همین دوره، نام تاج در گزارش تحقیق و تفحص مجلس درباره فولاد مبارکه نیز مطرح شد. موضوع بازنشستگی، بازگشت به کار از جمله مواردی بود که در فضای رسانهای بازتاب گستردهای پیدا کرد. در ادامه نیز گزارشهایی درباره برخی پروندهها و اتهامات قضایی مرتبط با او منتشر شد؛ موضوعاتی که در گزارشهای منتشرشده، مواردی درباره عملکرد مدیریتی و قرارداد ویلموتس را نیز دربر میگرفت. البته وضعیت حقوقی تمام این موارد یکسان نبود و بخشی از اتهامات با قرار منع تعقیب مواجه شد؛ بنابراین نمیتوان همه آنها را محکومیت قطعی دانست.
با این حال، انتشار خبر مربوط به رأی اولیهای که در گزارشهای منتشرشده درباره آن، مجازاتهایی از جمله شلاق تعزیری برای تاج مطرح شده بود، بار دیگر نام رئیس فدراسیون را در صدر اخبار قرار داد. حتی اگر مسیر قضایی این پرونده را جدا از مدیریت فوتبال بررسی کنیم، سؤال اصلی همچنان پابرجاست، چگونه مدیری که نامش در چنین پروندههایی مطرح شده، توانسته دوباره به مهمترین صندلی مدیریتی فوتبال ایران بازگردد؟
در حوزه تیم ملی نیز مدیریت تاج بیحاشیه نبوده است. کنار گذاشتن دراگان اسکوچیچ پس از رساندن تیم ملی به جام جهانی ۲۰۲۲ و بازگرداندن کارلوس کیروش، یکی از تصمیمهایی بود که واکنشهای فراوانی به همراه داشت. فاصله کم تا جام جهانی و تغییر سرمربی در چنین شرایطی، ریسک بزرگی بود؛ تصمیمی که هنوز هم یکی از نقاط بحثبرانگیز مدیریت آن دوره محسوب میشود.
ماجرای کیروش البته به همینجا ختم نشد. قراردادها، پاداشها و نحوه پرداختها به سرمربی پرتغالی نیز در مقاطعی محل بحث رسانهای قرار گرفت. در کنار آن، موضوع منابع مالی فدراسیون، حق پخش، درآمدهای بینالمللی و نحوه هزینهکرد منابع نیز بارها مورد پرسش قرار گرفته است. مسئلهای که نشان میدهد مشکل فوتبال ایران تنها انتخاب مربی نیست؛ بلکه شفافیت اقتصادی و مدیریتی نیز همچنان یک مطالبه جدی است.
VAR هم قرار بود بخشی از پاسخ فوتبال ایران به بحران داوری باشد، اما ورود این فناوری نیز بدون حاشیه نبود. درباره نحوه تأمین تجهیزات، هزینهها، شرکتهای دخیل و کیفیت اجرای VAR پرسشهایی مطرح شد. تاج در مقاطعی از روند ورود این فناوری دفاع کرد، اما عملکرد VAR در فوتبال ایران و تداوم اعتراض باشگاهها به تصمیمات داوری نشان داد که ورود یک فناوری بهتنهایی نمیتواند مشکلات ساختاری داوری را حل کند.
در کنار این موارد، پرونده فساد فوتبال نیز بار دیگر بحث نظارت فدراسیون را به میان کشید. البته نباید پروندههای فساد مربوط به باشگاهها یا اشخاص دیگر را مستقیماً به تاج نسبت داد؛ اما طبیعی است که وقتی فساد در ساختار فوتبال رخ میدهد، عملکرد نهادهای ناظر و میزان نظارت فدراسیون نیز زیر ذرهبین قرار بگیرد.
در سالهای اخیر حتی موضوع حضور زنان در ورزشگاهها نیز به یکی از عرصههای پرحاشیه مدیریت فدراسیون تبدیل شد. اظهارنظرهای مختلف تاج درباره حضور بانوان و ارتباط دادن این موضوع با مسائل داوری و VAR، واکنشهای متفاوتی ایجاد کرد و نشان داد که مدیریت فوتبال ایران همچنان در مواجهه با مسائل اجتماعی پیرامون فوتبال با چالشهای جدی روبهروست. در نهایت، مسئله مهدی تاج فقط فهرست بلندی از حاشیهها نیست. مسئله اصلی، تکرار یک الگوست؛ مدیری که در دورههای مختلف ریاست خود با پروندهها، اختلافات، قراردادهای بحثبرانگیز و انتقادات جدی روبهرو شده، اما بار دیگر به جایگاه نخست فوتبال ایران بازگشته است.
در چند ماه اخیر، نام فدراسیون فوتبال بارها در صدر حواشی بوده است؛ از جنجالهای داوری تا ماجرای چادرملو و سهمیه آسیایی. تاج، اما همچنان بر صندلی ریاست تکیه زده و برخی چهرههایی که عملکردشان در سالهای اخیر با انتقادهایی مواجه بوده، همچنان در ساختار فوتبال حضور دارند.
فوتبال ایران بارها نشان داده آنچه روی زمین دیده میشود، تنها بخشی از ماجراست؛ پشت پرده این فوتبال، داستانهای دیگری در جریان است.
شاید مهمترین پرسش درباره تاج نه این باشد که چند بار نام او در حاشیهها آمده، بلکه این باشد که چرا در فوتبال ایران، عبور از یک دوره پرحاشیه لزوماً به معنای پایان مسیر مدیریتی نیست؟
فوتبال ایران سالهاست از ضعف مدیریت، نبود شفافیت و پاسخگویی رنج میبرد. در چنین شرایطی، بازگشت مدیرانی که سابقه حضورشان با پروندهها و تصمیمات بحثبرانگیز گره خورده، بیش از آنکه یک اتفاق شخصی باشد، تصویری از ساختار مدیریتی فوتبال ایران ارائه میدهد؛ ساختاری که در آن گاهی حاشیهها فراموش میشوند، اما صندلی مدیریت باقی میماند.