کد خبر : ۲۷۴۲۶
۱۱:۴۲

۱۴۰۵/۰۶/۰۱

زنگ خطر در اولین گام لالیگا برای رئال‌مادرید؛ مورینیو با ستاره‌ها برد، نه با تاکتیک!

رئال مادرید در هفته دوم لالیگا با پیروزی ۲ بر یک برابر اسپانیول، سه امتیاز را به دست آورد؛ اما نمایش تیم ژوزه مورینیو بار دیگر وابستگی این تیم به حرکات انفرادی و ارسال از جناحین را نشان داد.
زجرجرج

به گزارش میدان، رئال مادرید فصل جدید لالیگا را با پیروزی ۲ بر یک مقابل اسپانیول آغاز کرد؛ بردی که روی کاغذ برای تیم ژوزه مورینیو سه امتیاز ارزشمند به همراه داشت، اما اگر نتیجه را کنار عملکرد ۹۰ دقیقه‌ای بگذاریم، پرسش‌های زیادی درباره مدل بازی تیم جدید مورینیو باقی می‌ماند. رئال در ورزشگاه RCDE تا آخرین دقایق برای پیدا کردن راهی به دروازه اسپانیول سرگردان بود و در نهایت، یک گل دیرهنگام از کارلوس اسپی، شب سخت مادریدی‌ها را به یک شروع شیرین تبدیل کرد.

مشکل اصلی رئال در این بازی، نه کمبود ستاره بود و نه کمبود مالکیت و حضور در یک‌سوم هجومی؛ مسئله، نبودن یک برنامه هجومی منسجم و تکرارپذیر بود. تیم مورینیو در بسیاری از لحظات به جای اینکه با جابه‌جایی‌های هماهنگ، پاس‌های عمقی، ترکیب‌های کوتاه و حرکت بدون توپ دفاع اسپانیول را از شکل خارج کند، به کیفیت بازیکنانش متکی ماند. اتفاقی که برای تیمی با این حجم از استعداد، در کوتاه‌مدت می‌تواند جواب دهد اما در طول یک فصل، قابل اتکا نیست.

گل نخست دقیقاً نمونه‌ای از همین ماجرا بود. آردا گولر با یک ارسال دقیق، جود بلینگهام را در موقعیتی مناسب پیدا کرد و هافبک انگلیسی با ضربه سر در دقیقه ۹ رئال را جلو انداخت. گل زیبا بود، اما طراحی آن بیشتر به کیفیت ارسال و توانایی بازیکن در تمام‌کنندگی وابسته بود تا یک الگوی پیچیده و قابل تشخیص در حمله. پس از آن در دقیقه ۳۰ اسپانیول گل تساوی را به ثمر رساند.

از اینجا به بعد، ضعف رئال بیشتر خودش را نشان داد. مادرید مالکیت و فشار بیشتری داشت، اما تبدیل این برتری به موقعیت‌های باکیفیت، آن‌قدر که انتظار می‌رفت اتفاق نیفتاد. حتی زمانی که رئال توپ را به مناطق خطرناک می‌رساند، بخش قابل توجهی از حملات به ارسال، حرکت فردی یا تلاش برای استفاده از فضای ایجادشده توسط ستاره‌ها ختم می‌شد.

این مسئله درباره رویکرد مورینیو اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. یکی از راه‌هایی که تیم او برای رسیدن به دروازه اسپانیول دنبال می‌کرد، استفاده از ارسال‌ها و توپ‌های بلند به محوطه بود. در چنین مدلی، انتخاب مهاجم هدف اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ اما اینجا رئال بازیکنی مانند کیلیان امباپه را در رأس حمله دارد؛ مهاجمی که نقطه قوت اصلی‌اش بازی هوایی و نبردهای فیزیکی برای ضربه سر نیست. 

بنابراین اگر قرار باشد ارسال از جناحین به یکی از اصلی‌ترین راه‌های حمله رئال تبدیل شود، باید پرسید این ارسال‌ها دقیقاً برای چه کسی طراحی شده‌اند؟ امباپه قرار نیست مهاجمی شبیه کریم بنزما یا یک شماره ۹ کلاسیک باشد که مدام در نقطه ارسال منتظر توپ هوایی بماند. اینجا همان جایی است که مورینیو باید بین فلسفه تاکتیکی خود و ویژگی‌های ستاره اصلی خط حمله‌اش تعادل ایجاد کند.

البته نمی‌توان تنها با یک مسابقه حکم داد که مورینیو قصد دارد رئال را به یک تیم صرفاً سانترمحور تبدیل کند. شروع فصل، شرایط بدنی متفاوت بازیکنان و حضور چند خرید جدید در ترکیب نیز روی هماهنگی تیم تأثیر گذاشته است. 

اما مسئله مهم‌تر این است که رئال در لحظاتی که به گل نیاز داشت، بیشتر به بازیکنانش تکیه کرد تا سیستم. گولر می‌تواند با یک ارسال بازی را تغییر دهد، بلینگهام می‌تواند با ورود از خط دوم گل بزند، وینیسیوس می‌تواند با یک حرکت فردی خط دفاع را به هم بریزد و امباپه می‌تواند با یک استارت، تمام ساختار دفاعی حریف را به چالش بکشد. این‌ها امتیازات بزرگی هستند، اما تیمی که برای قهرمانی ساخته می‌شود، نباید همیشه منتظر یک لحظه جادویی از یکی از ستاره‌هایش باشد.

حتی گل پیروزی هم تصویری جالب از همین موضوع ارائه کرد. در دقیقه ۹۰، بعد از یک موقعیت که با حضور امباپه در محوطه شکل گرفت، توپ سرگردان شد و کارلوس اسپی، مهاجم تازه‌وارد، خودش را به توپ رساند و گل دوم را زد. اسپی تنها حدود ۱۰ دقیقه در زمین بود و در نخستین بازی رسمی خود برای رئال، به ناجی تیم تبدیل شد.

از این زاویه، خرید اسپی می‌تواند یک ابزار مهم برای مورینیو باشد. مهاجم جوان اسپانیایی برخلاف امباپه، ویژگی‌های بیشتری برای حضور فیزیکی در محوطه و استفاده از توپ‌های دوم دارد. اگر مورینیو بخواهد در بعضی مسابقات از ارسال و بازی مستقیم استفاده کند، حضور مهاجمی با مشخصات اسپی می‌تواند منطقی‌تر باشد. گل او مقابل اسپانیول هم دقیقاً از همان جنس موقعیت‌هایی بود که یک مهاجم محوطه باید شکار کند.

در طرف مقابل، این سؤال ایجاد می‌شود که چرا رئال با وجود در اختیار داشتن بازیکنانی مانند گولر، بلینگهام، وینیسیوس، امباپه و برناردو سیلوا، باید برای شکستن خط دفاع اسپانیول تا دقیقه ۹۰ منتظر بماند؟ این بازیکنان توانایی ساختن موقعیت از مسیرهای مختلف را دارند و وظیفه مورینیو این است که این کیفیت فردی را به یک ساختار تیمی تبدیل کند.

جالب اینجاست که رئال حتی فرصت‌های دیگری هم برای پیروزی زودتر داشت. ضربه سر بلینگهام در نیمه دوم با واکنش خوب مارکو دیمیتروویچ مهار شد و فدریکو والورده نیز در دقیقه ۷۸ توپ را به تیر دروازه زد. بنابراین پیروزی کاملاً اتفاقی نبود؛ رئال فشار آورد و موقعیت‌هایی هم ساخت، اما کیفیت و تنوع حملاتش هنوز با سطح انتظارات از چنین تیمی فاصله داشت.

پیروزی مقابل اسپانیول شاید برای شروع کافی باشد اما برای قهرمانی، قطعاً نه.


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha