کد خبر : ۲۶۴۳۴
۰۹:۱۷

۱۴۰۵/۰۴/۱۱

ریسک بزرگ پیاتزا در لیگ ملت‌ها؛ جوان‌گرایی جواب می‌دهد یا ایران هزینه می‌دهد؟

تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ با چهره‌ای متفاوت وارد مسابقات شد؛ تغییر گسترده در ترکیب، اعتماد به بازیکنان جوان و فاصله گرفتن از بعضی مهره‌های باتجربه تصمیمی بود که از همان ابتدا بحث‌برانگیز شد.
پیاز

به گزارش میدان؛ اگر بخواهیم عملکرد تیم ملی والیبال ایران در لیگ ملت‌های ۲۰۲۶ را منصفانه نگاه کنیم، باید قبل از نتیجه‌ها درباره انتخاب مسیر حرف بزنیم؛ چون به نظر می‌رسد روبرتو پیاتزا از همان اول تصمیم گرفت بیشتر از اینکه دنبال نتیجه کوتاه‌مدت باشد، دنبال ساختن یک تیم جدید برود.

تفاوت تیم امسال با سال قبل فقط چند اسم نبود؛ تغییر در نگاه فنی و انتخاب نفرات خیلی پررنگ‌تر بود. تیمی که امسال وارد مسابقات شد، نسبت به قبل جوان‌تر شد و در بعضی پست‌ها تجربه بین‌المللی کمتر شد. این تصمیم از یک طرف فرصت خوبی برای دیده شدن نسل جدید بود اما از طرف دیگر هزینه خودش را هم داشت.

یکی از بحث‌هایی که بین خیلی از کارشناسان و هوادارها مطرح شد این بود که جوان‌گرایی الزاما به معنی کنار گذاشتن همزمان تعداد زیادی بازیکن باتجربه نیست. شاید می‌شد در کنار این تغییر نسل، یکی دو بازیکن باتجربه‌تر هم داخل لیست باقی بمانند تا در لحظه‌های سخت مسابقه کمک کنند. منظور فقط اسم‌های بزرگی مثل موسوی یا عبادی‌پور نیست؛ بازیکنانی از جنس میثم صالحی یا امین اسماعیل‌نژاد هم می‌توانستند از نظر تجربه مسابقه و مدیریت فشار کمک کنند؛ البته طبیعی است که مصدومیت، آمادگی بدنی و شرایط فصل باشگاهی روی انتخاب‌ها اثر داشته باشد.

نتیجه‌ای که تا الان گرفتیم هم باعث شده این بحث بیشتر شنیده شود؛ هشت بازی، دو برد و چند مسابقه‌ای که حس می‌شود فاصله ایران با برد آن‌قدر زیاد نبود. برد مقابل کوبا و آرژانتین اتفاق کمی نبود؛ این دو تیم از حریف‌هایی هستند که اگر مقابلشان خوب بازی کنی یعنی کیفیت فنی وجود دارد. پس نمی‌شود گفت تیم ایران ضعیف بوده.

اما از آن طرف، بعضی بازی‌ها حس فرصت از دست رفته داشتند. مثلا مقابل فرانسه، با شرایطی که داشتند، ایران می‌توانست یک برد روحیه‌بخش بگیرد و شاید مسیر مسابقاتش عوض شود. مقابل ژاپن هم بخش‌هایی از بازی نشان داد تیم از نظر انرژی کم ندارد اما در بعضی لحظه‌ها تجربه و آرامش تصمیم‌گیری کم بوده؛ همان چیزی که معمولا بازیکنان باتجربه‌تر به تیم اضافه می‌کنند.

حالا همه چیز رسیده به هفته سوم؛ جایی که شاید مهم‌ترین آزمون پیاتزا باشد.

ایران باید با اوکراین، آلمان، اسلوونی و ترکیه بازی کند.

اوکراین تیمی است که معمولا بازی فیزیکی و پرفشار ارائه می‌دهد و شروع هفته خیلی مهم است؛ چون برد در بازی اول می‌تواند فضای تیم را کاملا عوض کند.

آلمان تیم منظم و کم‌اشتباهی است و اگر ایران بخواهد نتیجه بگیرد باید سرویس و دریافتش ثبات بیشتری داشته باشد.

اسلوونی سال‌هاست در والیبال اروپا تیم قابل احترامی است و معمولا بازی را راحت از دست نمی‌دهد.

ترکیه هم دیگر آن تیم ساده چند سال قبل نیست و می‌تواند دردسر درست کند.

واقعیت این است که هفته سوم فقط درباره تعداد بردها نیست؛ بیشتر از آن درباره این است که ببینیم پروژه جوان‌گرایی پیاتزا نشانه رشد نشان می‌دهد یا نه. اگر تیم بتواند از این چهار بازی چند نتیجه خوب بگیرد، شاید خیلی‌ها بگویند این تغییر نسل فقط زمان می‌خواسته. اما اگر دوباره همان نوسان‌ها و از دست رفتن امتیازهای حساس تکرار شود، سوال اصلی دوباره مطرح می‌شود: آیا می‌شد این تغییر را با حفظ چند بازیکن باتجربه‌تر کم‌هزینه‌تر جلو برد؟


گزارش خطا

ارسال نظر
captcha