- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، جام جهانی جایی نیست که بتوان با محافظهکاری از کنار فرصتها گذشت. در این سطح، یک تصمیم درست یا یک تغییر بهموقع میتواند سرنوشت یک تیم را عوض کند. با این حال، تیم ملی ایران در سه دیدار مرحله گروهی بیش از هر چیز اسیر اصرار به یک تفکر ثابت بود تفکری که اجازه نداد بسیاری از ظرفیتهای فنی تیم دیده شود.
در شرایطی که ایران مقابل بلژیک و مصر برای خلق موقعیت با مشکل جدی روبهرو بود، انتظار میرفت کادر فنی دستکم یک بار ترکیب خود را تغییر دهد و به بازیکنانی که فصل درخشانی را پشت سر گذاشته بودند، اعتماد کند، اما این اتفاق هرگز رخ نداد و حالا یکی از مهمترین انتقادها به عملکرد امیر قلعهنویی همین موضوع است.
وقتی یک تیم از جام جهانی حذف میشود معمولاً دلایل مختلفی برای این ناکامی وجود دارد، اما بعضی تصمیمها آنقدر سؤالبرانگیز هستند که نمیتوان به سادگی از کنارشان عبور کرد. یکی از همین تصمیمها نحوه استفاده از مهدی قایدی، مهدی ترابی و امیرحسین حسینزاده بود؛ سه بازیکنی که بسیاری از کارشناسان معتقد بودند میتوانستند با تکنیک، سرعت و خلاقیت خود گره بازیهای سخت را باز کنند.
با این حال، هیچکدام از این سه بازیکن حتی یک بار هم در ترکیب اصلی قرار نگرفتند.
مهدی قایدی تنها در نیمه دوم دیدار مقابل نیوزیلند وارد زمین شد و حدود ۴۵ دقیقه فرصت بازی پیدا کرد. او مقابل مصر به میدان نرفت و سهمش از جام جهانی بسیار کمتر از چیزی بود که انتظار میرفت.

امیرحسین حسینزاده نیز برابر نیوزیلند در دقیقه ۸۰ و مقابل بلژیک در دقیقه ۸۵ وارد زمین شد. یعنی در مجموع تنها حدود ۲۵ دقیقه فرصت حضور در دو مسابقه را به دست آورد دقایقی که برای بازیکنی با آن کیفیت، بیشتر شبیه رفع تکلیف بود تا اعتماد واقعی.
مهدی ترابی هم فقط در دیدار برابر بلژیک و از دقیقه ۶۶ وارد زمین شد و نزدیک به ۲۵ دقیقه بازی کرد. او در دو مسابقه دیگر هیچ فرصتی برای حضور در ترکیب اصلی یا حتی تأثیرگذاری جدی پیدا نکرد.
در مجموع، سه بازیکنی که فصل بسیار خوبی را پشت سر گذاشته بودند و از آمادهترین مهرههای هجومی فوتبال ایران محسوب میشدند حتی یک بار هم از ابتدا به میدان نرفتند. این در حالی است که تیم ملی در بیشتر دقایق دو مسابقه حساس مقابل بلژیک و مصر، برای خلق موقعیت و عبور از دفاع حریف با مشکل مواجه بود.
در سوی دیگر، امیر قلعهنویی تا آخرین لحظه به محمد محبی اعتماد کرد. محبی مقابل نیوزیلند با گلزنی پاسخ این اعتماد را داد، اما در دو دیدار بعدی برابر بلژیک و مصر نتوانست همان نمایش را تکرار کند. نه در ایجاد موقعیت موفق بود، نه در نبردهای یکبهیک برتری خاصی داشت و نه توانست بار هجومی تیم را به دوش بکشد.

با این وجود، جایگاه او در ترکیب اصلی تغییری نکرد موضوعی که حالا این سؤال را به وجود آورده است که معیار کادر فنی برای انتخاب نفرات چه بود؟ اگر عملکرد یک بازیکن در دو مسابقه متوالی افت میکند، چرا فرصت به گزینههای دیگر داده نمیشود؟
قایدی، ترابی و حسینزاده هر سه بازیکنانی هستند که ویژگی مشترک دارند؛ اهل ریسک هستند، از دریبل زدن نمیترسند، میتوانند در فضاهای بسته توپ را حفظ کنند و با یک حرکت، شکل حملات تیم را تغییر دهند. دقیقاً همان ویژگیهایی که تیم ملی در بازیهای سخت خود به آن نیاز داشت، اما کمتر از آن بهره برد.
شاید هیچکس نتواند با قاطعیت بگوید اگر یکی از این سه بازیکن از ابتدا بازی میکرد ایران حتماً به مرحله بعد صعود میکرد، اما چیزی که نمیتوان انکار کرد این است که آنها حتی فرصت امتحان شدن را هم پیدا نکردند. وقتی تیم در زمین به بنبست میرسد و روی نیمکت بازیکنانی با این توانایی حضور دارند، طبیعی است که انتظار تغییر وجود داشته باشد.
به همین دلیل امروز این سؤال جدی مطرح است اگر قرار نبود در مهمترین تورنمنت فوتبال جهان به مهدی قایدی، مهدی ترابی و امیرحسین حسینزاده اعتماد شود، اساساً چرا آنها به جام جهانی دعوت شدند؟ آیا کادر فنی واقعاً برنامهای برای استفاده از این سه بازیکن داشت یا قرار بود فقط بخشی از فهرست ۲۶ نفره تیم ملی باشند.
جام جهانی برای ایران به پایان رسید، اما این پرسش همچنان باقی مانده است؛ چرا زمانی که تیم ملی به خلاقیت، جسارت و ایدهای تازه در خط حمله نیاز داشت، نیمکت پر از بازیکنان آماده ماند و فرصت واقعی هیچوقت به آنها نرسید؟