- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، شکست فنی یکی از سنگینترین ضمانت اجراهای انضباطی در فوتبال است. این مجازات، نتیجهای را که در زمین رقم خورده کنار میگذارد و نتیجهای کاملاً متفاوت را جایگزین آن میکند.
به همین دلیل، در نظامهای حقوقی ورزشی، استفاده از آن معمولاً محدود به مواردی است که تخلف، تأثیر مستقیم و تعیینکننده بر نتیجه مسابقه داشته باشد.
در پرونده چادرملو و گلگهر، بازیکنی که از دقیقه ۷۸ وارد زمین شده، در مسابقهای حضور داشته که با اختلاف چند گل در حال پیش رفتن بوده است. این جزئیات، برای ارزیابی تناسب مجازات اهمیت اساسی دارد.
اگر هدف از شکست فنی، جبران «مزیت ورزشی نامشروع» باشد، باید روشن شود این مزیت دقیقاً چه بوده است. آیا حضور چند دقیقهای بازیکن در چنین شرایطی، واقعاً مزیتی ایجاد کرده که نتیجه مسابقه را به کل تحت تأثیر قرار دهد؟
نکته مهم اینجاست که حقوق ورزشی صرفاً به وقوع تخلف نگاه نمیکند؛ بلکه به اثر آن بر رقابت نیز توجه دارد. اگر این عنصر حذف شود، هر تخلف شکلی، بدون اثر واقعی، میتواند سنگینترین نتیجه ممکن را به دنبال داشته باشد.
این همان نقطهای است که بحث تناسب مطرح میشود. تناسب به این معنا نیست که تخلف نادیده گرفته شود؛ بلکه به این معنی است که واکنش حقوقی باید با شدت و اثر تخلف هماهنگ باشد.
در غیر این صورت، مرز میان تخلف فنی و تخلف مؤثر از بین میرود و همه موارد در یک سطح مجازات قرار میگیرند.
رأی اخیر بار دیگر این پرسش را مطرح کرده که آیا شکست فنی در فوتبال ایران هنوز یک ابزار استثنایی است یا به یک واکنش پیشفرض تبدیل شده است؟