- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، بعضی تیمهای ملی فقط برای برد و باخت شناخته میشوند، اما بعضی تیمها قصه دارند؛ قصهای که مردم با آن زندگی کردهاند. بوسنی دقیقاً یکی از همان تیمهاست. وقتی بوسنی برای اولین بار به جام جهانی ۲۰۱۴ رسید انگار یک کشور کوچک توانسته بود صدایش را به دنیا برساند.
مردم این کشور هنوز هم از آن روزها با احساس خاصی حرف میزنند؛ از تیمی که شاید مدعی قهرمانی نبود، اما قلب داشت.
آن نسل، فقط یک تیم فوتبال نبود. ادین ژکو، میرالم پیانیچ و بقیه بازیکنان آن دوران، تبدیل به بخشی از حافظه مردم شدند. تیمی که بعد از سالها سختی و جنگ، به مردم بوسنی حس غرور میداد اما فوتبال همیشه منتظر هیچ نسلی نمیماند. کمکم ستارهها بزرگتر شدند، بعضیها کنار رفتند و تیم وارد دورهای شد که دیگر آن شور و ثبات گذشته را نداشت.
حالا بوسنی بیشتر از هر چیز، دنبال پیدا کردن خودش است؛ دنبال اینکه دوباره تیمی شود که مردم با اشتیاق بازیهایش را دنبال کنند.
بوسنی این روزها تیم عجیبی است. گاهی مسابقهای انجام میدهد که آدم فکر میکند این تیم دوباره در حال برگشتن است؛ بازیکنان با انرژی بازی میکنند، تیم شخصیت دارد و حتی مقابل حریفان بزرگ هم ترسی دیده نمیشود. اما ناگهان در بازی بعدی همهچیز فرو میریزد؛ اشتباهات دفاعی، افت روحی و همان بیثباتی قدیمی.
مشکل بوسنی فقط فنی نیست. این تیم هنوز کامل از زیر سایه نسل طلایی خودش بیرون نیامده است. وقتی سالها مردم کشورت با یک نسل خاص خاطره ساختهاند طبیعی است که نسل بعدی مدام با آن تیم مقایسه شود. شاید همین مسئله کار را برای بازیکنان جوان سختتر کرده باشد.
در فوتبال بوسنی، ادین ژکو فقط یک مهاجم نیست. او برای خیلی از مردم این کشور، یادآور بهترین روزهای فوتبال بوسنی است. حتی حالا که سالهای پایانی فوتبالش را میگذراند، هنوز هم وقتی پیراهن تیم ملی را میپوشد، حس خاصی به تیم میدهد.
شاید دیگر مثل گذشته سریع و آماده نباشد، اما شخصیتش هنوز برای بوسنی اهمیت دارد. از آن بازیکنهایی است که حضورش به بقیه آرامش میدهد. کنار او نسل تازهای وارد تیم شده بازیکنانی که تلاش میکنند آینده فوتبال بوسنی را بسازند، اما هنوز راه زیادی مانده تا مردم دوباره همان حس اعتماد قدیمی را پیدا کنند.

بوسنی تیمی نیست که همیشه بتوانی دربارهاش پیشبینی دقیقی داشته باشی. این تیم بیشتر از خیلی از تیمهای اروپایی، با احساس فوتبال بازی میکند. اگر از نظر روحی شرایط خوبی داشته باشد، میتواند ناگهان تبدیل به تیمی خطرناک شود؛ تیمی که میدود، میجنگد و از هیچ حریفی نمیترسد. اما اگر مسابقه بر وفق مرادش پیش نرود، خیلی زود تمرکز تیم از بین میرود.
شاید همین مسئله بزرگترین تفاوت بوسنی با تیمهای بزرگ باشد؛ تیمهایی که حتی در بدترین شرایط هم آرامش خودشان را حفظ میکنند.
با وجود تمام مشکلات، بوسنی هنوز هم چیزی دارد که بعضی تیمها ندارند؛ شخصیت احساسی. این تیم وقتی انگیزه داشته باشد، میتواند بازی را برای هر حریفی سخت کند. بازیکنان بوسنی معمولاً با تمام وجود بازی میکنند و خیلی راحت تسلیم نمیشوند. هواداران این تیم هم هنوز بزرگترین سرمایه فوتبال بوسنی هستند. حتی در روزهایی که نتایج خوب نیست، مردم این کشور باز هم کنار تیم میمانند.
اما واقعیت این است که بوسنی هنوز تیم کاملی نیست. بیثباتی بزرگترین مشکل این نسل است. تیم هنوز نمیتواند چند مسابقه خوب را پشت سر هم تکرار کند و خیلی وقتها با یک اشتباه ساده، کل جریان بازی از دست میرود. در خط دفاع هم مشکلات زیادی وجود دارد و تیم مقابل حریفان سرعتی آسیبپذیر است.
از طرف دیگر، بعد از نسل طلایی گذشته، فوتبال بوسنی هنوز نتوانسته ستارههایی در همان سطح بسازد و همین مسئله باعث شده فاصله تیم با روزهای خوبش بیشتر شود.

شاید بوسنی امروز در سطح بهترین تیمهای اروپا نباشد، اما هنوز هم کسی در این کشور فوتبال را رها نکرده است. مردم بوسنی هنوز آرزو دارند دوباره روزی تیم ملیشان را در جام جهانی ببینند دوباره همان حس غرور و هیجان را تجربه کنند. شاید راه بازگشت سخت باشد اما فوتبال بوسنی هنوز زنده است.
بوسنی امروز شاید آن تیم پرستاره سالهای قبل نباشد، اما هنوز هم تیمی است که مردمش دوستش دارند. تیمی که بیشتر از نتیجه، با احساس در ذهن هواداران مانده است. و شاید برای کشوری مثل بوسنی، همین مهمترین چیز باشد؛ اینکه مردم هنوز امیدوارند دوباره روزهای خوب برگردد.