- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، ستون آخر -،احسان محمدی - اینجا برای میلیونها دختر و پسر فوتبالیست و فوتسالیست مثل «دروازه بهشت» است. وقتی رسانهها اسم بازیکنان دعوت شده به اردوی تیمهای ملی را اعلام میکنند حتماً در انتهای خبر مینویسند: «بازیکنان دعوت شده لازم است روز ... برای آغاز اردو خود را به مرکز ملی فوتبال معرفی کنند» و این یعنی بلیت ورود به جایی که قبل از خواب هزاران بار رویایش را بافته بودند.
۲۰۰ متر بعد از هتل المپیک و قدم زدن در امتداد نردههایی که با پیچکهای سبز و در هم تنیده، «دروازه بهشت» را آسفالت بلوار جدا میکنند تابلوی «مرکز ملی فوتبال» قرار دارد. در طول سالیان، بازیکنان زیادی از شهرهای دور و نزدیک اینجا از تاکسی پیاده شدهاند، چمدان یا کولهپشتیشان را برداشته و با آرزوی پوشیدن پیراهن تیم ملی «بسمالله» گفتهاند. خیلی وقتها هم پدرها و مادرها تا دم در بچههایشان را بدرقه میکنند، سفت آنها را در آغوش میفشارند و آرزو میکنند زحمت خودشان و بچهشان به ثمر بشیند و خط نخورند.
اینجا فقط یک ساختمان اداری با چند زمین چمن طبیعی و مصنوعی و ماسه ای نیست. یا چند هتل و مهمانسرا، چند دفتر کار یا حتی سالن بدنسازی و مرکز پزشکی و سالن همایش هم نیست، جایی است که قلب فوتبال و فوتسال و فوتبال ساحلی ایران در آن میتپد. تقریباً از اول دهه ۸۰ هر بازیکن ایرانی که در آسمان فوتبال و فوتسال آسیا و جهان درخشیده، شبها و روزهایی را در مرکز ملی فوتبال عرق ریخته و مراقبت شده است. اینجا مدیران و کارمندانی برای آنها آغوش گشودهاند، در سکوت و گمنامی جان کندهاند تا پسرها و دخترهای ملیپوش روی دوش آنها بایستند و برای ایران ستاره شوند. انتظار و طمع جبران و قدرشناسی هم نداشته و ندارند.
«دروازه بهشت» هم در جنگ ۱۲ روزه صدمه دید و هم در جنگ رمضان زخمی شد. شیشههای شکسته، دیوارهای ترک خورده، ترکشهای وقیحی که دیوارها را پاره کردهاند و از همه بدتر سایه شوم تعطیلی اردوها، تمرینات و ... چیزی است که این روزها مرکز ملی فوتبال را خالی از شور و شوق کرده. اینجا همه دلشان برای روزهایی تنگ شده که پسرها و دخترهای ایران برای دلبری از مربیان با هم رقابت میکردند.