کد خبر : ۲۴۰۶۱
۱۴:۱۹

۱۴۰۴/۱۲/۰۵
پیرمردهای پرحاشیه؛

مستطیل سبز یا چاله میدان؟ مساله این است!

فوتبال ایران روز به روز به جای اینکه از نظر فنی پیشرفت داشته باشد بیش از پیش دچار حاشیه می شود آن هم توسط کسانی که باید برای تیم هایشان و حتی فوتبال ایران بزرگی کنند.

به گزارش میدان، در شبی که انتظار می‌رفت نگاه‌ها به سمت مستطیل سبز باشد تا نتیجه دیدار حساس ملوان و تراکتور تعیین شود، قاب دوربین‌ها به سمت حاشیه زمین و در حال ثبت جدالی لفظی و رفتاری بود که از کنار زمین آغاز شد و تا آنتن زنده تلویزیون امتداد یافت.

حواشی و همان همیشگی‌ها

این جرقه‌های کنار زمین تازگی نداشت و می‌توان گفت همان همیشگی‌ها پای کار بودند. در یک‌سو مازیار زارع با عصبانیت به سمت نیمکت حریف رفت و در سوی دیگر خداداد عزیزی قرار داشت؛ چهره‌ای که همیشه الفاظ خوبی برای وایرال شدن استفاده میکند.

جدال لفظی دو طرف به سرعت بالا گرفت و تا مرز درگیری فیزیکی پیش رفت. از سوی دیگر نیز شجاع خلیل‌زاده  نیز این جدال را از دست نداد و دوباره واکنش آتشین خود را نشان داد؛ واکنشی تند به داور دیدار و حرکت بحث‌برانگیز رو به نیمکت ملوان و هواداران که تصاویر آن قابلیت بازنشر در رسانه‌ها را نداشت. کاپیتان حتی از بعد از مسابقه هم دست بردار نبود و وقتی پس از او درباره این حرکت سال شد، کوتاه پاسخ داد:«مگر به شما نشان دادم؟!» انگار که چنین رفتاری جای شرم نه، بلکه افتخار دارد. مجموع این حواشی فقط صحنه‌ای تکراری است که هربار فقط باعث تاسف می‌شود با همان نام‌های ثابت و همان سناریوی از پیش نوشته.

مستطیل سبز یا چاله میدان؟ مساله این است!

تکرار یک سناریوی همیشگی

خداداد عزیزی نام آشنای حواشی است. بارها در متن جنجال‌های لیگ قرار گرفته، پس از مسابقات نیز در گفت‌وگوهای مختلف مواضع تندی علیه مسئولان فدراسیون، کمیته انضباطی و حتی وزیر ورزش اتخاذ کرده است.

این نخستین‌بار نیست که اظهارات تند او خبرساز می‌شود. از مصاحبه‌های جنجالی پس از دیدار با فولاد و واکنش به وقفه در سیستم VAR گرفته تا احضار به کمیته انضباطی و حتی محرومیت موقت، همه نشان می‌دهد که نقش او در کنار زمین اغلب پررنگ‌تر از جریان فنی بازی است. عزیزی نشان داده که حتی آنتن زنده تلویزیونی هم نمی‌تواند جلوی چیزی که او «رک‌گویی» می‌نامد را بگیرد.

در مقابل، مازیار زارع نیز از تیترهای پرحاشیه دور نبوده است؛ از درگیری‌های لفظی با نیمکت رقبا تا گزارش‌های انضباطی درباره اتفاقات دیدارهای گذشته. او بارها تأکید کرده از بیان «حقیقت» هراسی ندارد و شاید حتی حدی هم برای بیان حقیقت ندارد.

حواشی خلیل‌زاده نیز پایانی ندارد فقط حاشیه‌ای آغاز حاشیه‌ای دیگر می‌شود. پیش از این بازی خبر درگیری او با دراگان اسکوچیچ، سرمربی سابق این تیم، منتشر شد و مدتی بعد اسکوچیچ از هدایت این تیم استعفا داد. هرچند که این تنها موضوع نبوده و شجاع در دوران حضورش در تراکتور سابقه هر بی‌اخلاقی را فتح کرده و انگار تنها راه فرار از این موضوع بهانه‌تراشی و پیچیدن آن در کاغذ صراحت است، اما پرسش اینجاست که مرز صراحت تا کجاست تا تصاویر او در رسانه قابل پخش باشد؟ 

حاشیه؛ ابزاری برای دیده‌شدن؟

آنچه در بازی ملوان و تراکتور رخ داد، با پایان این رقابت نیز پایان نیافت و حالا تیتر اول رسانه‌های زیادی شده تا زنجیره‌ تنش‌ها ادامه‌دار باشد و نام‌های آشنا دوباره و دوباره تکرار شود؛ نام افرادی که سابقه‌شان نشان می‌دهد چندان با نقد سازگار نیستند و در مواجهه با فشار، به جای مدیریت فضا، تنش را افزایش می‌دهند و قلدری را راه فرار خود می‌کنند.

حالا این رفتارها باعث وایرال شدن ویدیوها، بریده شدن جملات تند در شبکه‌های اجتماعی و بازنشر تصاویر درگیری شد، مطالبی که شاید تا ساعاتی توجه افکار عمومی را جلب کند، اما در نهایت چه هزینه‌ای برای آن پرداخت می‌شود؟ نام‌های زیادی کلیک می‌خورند ولی باقی مانده تنش‌ها تنها فوتبال غیرحرفه‌ای است که به جای پیشرفت ترجیح می‌دهد فحاشی کند تا دیگر انتقاد و اعتراضی به گوشش نرسد. وقتی مربی یا مدیر تیم به جای آرام‌کردن فضا، خود به کانون تنش تبدیل می‌شود، مجوز چنین رفتاری به سکوها نیز داده می‌شود. 

فوتبال ایران سال‌هاست از یک چرخه معیوب رنج می‌برد؛ چرخه‌ای که در آن نام‌های مشخصی بارها در متن حواشی قرار می‌گیرند، محروم می‌شوند، بازمی‌گردند و دوباره همان مسیر را تکرار می‌کنند. تا زمانی که هزینه بی‌اخلاقی از منافع دیده‌شدن بیشتر نشود، این چرخه ادامه خواهد داشت.

دیدار ملوان و تراکتور می‌توانست یک مسابقه مهم در مسیر صدرنشینی و تثبیت جایگاه باشد؛ اما بار دیگر ثابت شد برای برخی، حاشیه نه یک اتفاق ناخواسته، که بخشی از هویت حرفه‌ای شده است. فوتبالی که قرار بود میدان رقابت جوانمردانه باشد، تبدیل به زمین قلدری شده و با ادامه این روند دیگر احترامی برای پیشکسوتان و فوتبال باقی نمی‌ماند.

کپی از روی دست رفیق قدیمی در تمرین

به طور حتم در پرسپولیس حتی در تمرین هم اتفاقی رخ دهد بیش از تیم های دیگر بازتاب دارد و این روزها درگیری سروش رفیعی با باکیچ هم به سوژه ای تبدیل شده تا حاشیه سمت تیم بحرانزده پرسپولیس بیاید.

رفیعی که این روزها ضعف فنی‎‌اش غیر قابل انکار است، برای اینکه حواس ها از ضعف فنی پرت شود با داد و بیداد سر دیگر بازیکن ها و جوان ها حتی در تمرینات سعی دارد روی این ضعف خود درپوشی بگذارد. بدین ترتیب رفیعی را در کنار دوست قدیمی اش یعنی شجاع خلیل زاده می توان پسرهای بد این روزهای فوتبال ایران دانست.


گزارش خطا

ارسال نظر