- صفحه اصلی
- فوتبال ایران
- کشتی و وزنهبرداری
- توپ و تور
- رزمی
- ورزش زنان
- سایر ورزشها
- ورزش جهان
- چند رسانه ای
به گزارش میدان، در روزهایی که انتظار میرفت کارنامه تیم ملی اسکی ایران پاسخی درخور به سالها حضور در میادین جهانی باشد، انتشار خبر «تقدیر رئیس فدراسیون جهانی» بیش از آنکه مایه مباهات باشد، پرسشبرانگیز شد.
افکار عمومی امروز بیش از هر زمان دیگری میان تقدیر تشریفاتی و موفقیت واقعی تمایز قائل است.
واقعیت این است که حضور مستمر در آوردگاههایی چون المپیک زمستانی، زمانی ارزشمند تلقی میشود که با نشانههایی از پیشرفت همراه باشد. وقتی فاصله نتایج نمایندگان ایران با استانداردهای روز جهان نهتنها کاهش نیافته بلکه در برخی موارد بیشتر هم شده، طبیعی است که هر خبر تزئینی با تردید و نقد مواجه شود.
هیچکس منکر دشواریهای رشتهای مانند اسکی در ایران نیست؛ از محدودیتهای اقلیمی گرفته تا کمبود زیرساختهای تخصصی.
اما پرسش اصلی اینجاست؛ سهم برنامهریزی، استعدادیابی هدفمند و مدیریت علمی در این سالها چه بوده است؟ آیا میتوان همه چیز را به برف و آبوهوا حواله داد؟
نگاهی گذرا به مسیر کشورهایی که دیرتر از ایران وارد عرصه ورزشهای زمستانی شدهاند اما امروز جایگاه بهتری دارند، نشان میدهد فاصله موجود صرفا محصول طبیعت نیست، بلکه بیش از هر چیز به کیفیت راهبری ورزشی بازمیگردد.
بدیهی است انتظار سکوهای جهانی، آن هم در کوتاهمدت، مطالبهای واقعبینانه نیست؛ اما انتظار روندی رو به رشد، خواستهای حداقلی و منطقی است. اگر قرار باشد پس از سالها حضور، همچنان هدف اصلی «رسیدن به خط پایان» تلقی شود، باید پذیرفت که مسئله فراتر از بضاعت فنی ورزشکاران است.
تقدیرهای نمادین زمانی معنا پیدا میکنند که بر بستری از پیشرفت واقعی بنشینند. در غیر این صورت، بیش از آنکه مرهمی بر کارنامه ورزش باشد، به نشانهای از فاصله میان روایت رسمی و برداشت افکار عمومی تبدیل خواهند شد.
اسکی ایران برای خروج از این چرخه تکراری، بیش از هر چیز به بازنگری صریح، برنامهای بلندمدت و شجاعت در اصلاح ساختارها نیاز دارد؛ وگرنه بیم آن میرود که حضورها ادامه یابد، اما حسرت پیشرفت همچنان پابرجا بماند.